اصول مديريت اسلامي و الگوهاي آن - حجتالاسلام دكتر وليالله نقيپورفر (قسمت اول)
·
اصول مديريت اسلامي و الگوهاي آن
3 واحد نظري
·
نام منبع و مولف: كتاب اصول مديريت اسلامي و الگوهاي آن
حجتالاسلام دكتر وليالله نقيپورفر
·
جايگاه درس
·
درس مديريت اسلامي و الگوهاي آن
از دروس پايه مقطع كارشناسي رشتههاي مديريت بازرگاني و
مديريت دولتي ميباشد.
·
مقدمه اول
·
نقش زمان و مكان در فهم و تحقق دين
·
نقش زمان و مكان در فهم و تحقق دين
·
هر موجودي در عالم طبيعت موجودي زماني – مكاني است. پس براي مطالعه وجه مادي
هر پديده بايد به زمان و مكان آن پديده عنايت نمود، از اين رو
توجه به زمان و مكان در درك شأن قرآن و سنت معصوم(ع) از حيث
چگونگي صدور ، ويژگيها و چگونگي فهم و عمل به آنها بسيار ضروري ميباشد
·
الف : فهم قرآن
·
مطالعه تاريخ صدور قرآن و كتابت و آموزش و كيفيت جمعآوري و تدوين آن
·
توجه به ويژگي نظارت قرآن بر
نهضت اسلامي پيامبر(ص) در عين ابدي بودن آن
·
توجه به امر مكي و مدني بودن آيات، ما را به دو دوره، دوره قبل از حكومت
اسلامي و دوره بعد از حكومت اسلامي
§
دوره اول : دوره كادرسازي و تربيت نيروهاي مكتبي كارآمد
§
دوره دوم : دوره تشكيل حكومت و بكارگيري نيروها و چگونگي اداره نظام اسلامي
·
الف : فهم قرآن
·
توجه به ترتيب نزول آيات و سور ، شأن نزول و شأن جَري و تطبيق در آيات فضاي
اجتماعي زمان نزول آيات و جو بينالمللي زمان نزول آيات ما
را با حقايق مكنون بسياري در امر مديريت و رهبري و فهم و اجراي
وحي الهي آشنا خواهد نمود.
·
الف : فهم قرآن
·
توجه به ويژگي تربيت اعتقادي و معنوي نيروها و مراحل آن در دوره اول و نزول
تدريجي حجم كثيري از آيات احكام عبادي، اجتماعي، سياسي و
حكومتي در كنار آيات اعتقادي، اخلاقي و تربيتي، در دوره دوم،
سياستگزاريهاي خرد و كلان الهي و نحوه مرحلهبندي روند اجتماعي در مسير
حركت بر اساس ارزشهاي الهي را براي ما آشكار مينمايد.
·
الف : فهم قرآن
·
توجه به زمان و مكان صدور آيات محكم و متشابه ، عام و خاص ، مطلق و مقيد ،
مُجْمل و مُبَيَّن ، ناسخ و منسوخ و ... ما را در نحوه تعيين
قوانين و اجراي آن توانا ميگرداند.
·
الف : فهم قرآن
·
معاشرت با اقشار مختلف و تجربه مستقيم موضوعات مسائل
قرآني در حوزههاي مختلف فردي و اجتماعي
ما را با خصوصيات موضوعات واقف نموده، فهم صحيح احكام آنها را
از قرآن و سنت معصوم(ع) برايمان ميسر مينمايد.
·
فقدان اين معاشرت و تجربه، عالم دين را به افراط و تفريط در فهم احكام كشانده
موجب عُسرو حَرَج و يا راحتطلبي مسئوليتزدا و لااباليگري خواهدشد.
·
ب : فهم سنت معصوم(ع)
·
سنت معصوم(ع) مجموعه سخنان، عملكردها و سكوتهاي معنيدار ميباشد كه به قول و فعل و
تقرير موسوم است.
·
همه ويژگيهاي مورد عنايت به قرآن در سنت معصوم(ع) نيز بايد مورد ملاحظه
قرارگيرد.
·
ب : فهم سنت معصوم(ع)
·
در فهم و عمل به سنت به نكات زير بايد توجه نمود:
·
ميزان فهم مخاطب در كيفيت و سطح صدور سنت بسيار قابل توجه است.
·
نَحنُ مَعاشِرَ الانبياءِ نُكَلّمُ النّاس عَليقَدرِعُقولِهم
·
«ما جماعت انبياء با مردم به ميزان عقلشان سخن ميگوييم.»
·
قصد و غرض مخاطب معصوم(ع) بخصوص مخاطبين اهل بيت(ع) در
اعتبار و عدم اعتبار حديث بسيار دخالت دارد كه در اصطلاح به آن
جهت صدور حديث گفته ميشود.
·
ب : فهم سنت معصوم(ع)
·
ضرورت اداره حكومت و رهبري و هدايت مردم، گاه اقتضاي فراميني مقطعي شبيه به
آيات نسخ را دارد كه بايد آنها را از سنت ابدي معصوم، تفكيك
نمود.
·
جواز پديده نقل به مهنا به علت طبيعت خطا و نسيان انساني در سنت قولي
معصوم(ع) كه مهمترين و گوياترين گزارش از
سنت معصوم(ع) ميباشد.
·
ب : فهم سنت معصوم(ع)
·
پراكندگي صدور احاديث به علت دخالت زمان و مكان (
محدوديت مخاطبين ، شرايط خاص اجتماعي و ... ) و انسجام و
جامعيت ديتي قرآن به علت حكومتِ وجه ابدي آن بيان مسائل و
ارتباط مفهومي و نظاموند بيانات قرآني همچون اجزاء يك پيكر واحد و تنظيم الهي آيات و سور قرآن در
اين راستا، همه و همه ، ضرورت تمركز و محوريت قرآن را بخصوص در
سياستگزاريهاي كلان و برنامهريزيهاي درازمدت و طراحي
ساختار اداري، اجتماعي ، سياسي نظامي حكومت، مطرح مينمايد.
·
ب : فهم سنت معصوم(ع)
·
توجه به انديشههاي اعتقادي ، اخلاقي و فقهي اهل سنت و گروههاي مخالف اهل بيت(ع) در عصر ائمهاطهار(ع) ما را در فهم
خصوصيات موضوعات و خصوصيات احكام آنها در سنت معصوم(ع) واقف ميگرداند.
·
هيچ منبعي از احاديث منتسب به اهل بيت(ع)، بينياز از ارزيابي سندي نيست، مگر احاديثي كه در تواتر
لفظي، معنوي و اجمالي باشند كه تواتر تعيينآور آنها ما را از تحقيق اسنادشان بينياز ميگرداند.
·
ت : تحقق دين(1)
·
تحقق دين با توجه به عوامل زير حاصل ميشود:
·
علم به زمان :
اين علم به مجموعه معرفتهاي ضروري به اوضاع اجتماعي و
بينالمللي و جريانات فكري جاري در عصر و زمانه ، نظر دارد
كه عالم به زمانه را از فروغلطيدن در شبهات و اثرات آن در امان
نگهميدارد.
·
اين علم به زمان از مطالعه و عبرت از احوال گذشتگان ،
ايمان و تقوي شديد ، معاشرت با اقشار و اقوام مختلف و همراهي و
غمخواري با اكثريت جامعه و تلاش جدي براي اصلاح امورشان بخصوص
فقر اقتصادي و فرهنگيشان و آگاهي بر معرفتهاي حوزوي و دانشگاهي و حوادث
گوناگون حاصل ميشود.
·
ت : تحقق دين(2)
·
دادن توان فكري ، رواني به جامعه : جهت تحمل مشكلات و سختيهاي عمل به دين خدا كه از دو عامل اساسي زير حاصل ميشود:
·
آموزش صحيح ارزشهاي قرآني به جامعه از طريق تبيين نظري و معرفي اسوههاي عملي انبياء و اولياء
·
عمل به ارزشها توسط مناديان فرهنگ الهي در جامعه
·
ضرورت ارزيابي دقيق جوامع اسلامي
نسبت به ميزان قرب و بُعد آنها به ارزشهاي اسلامي و
تفكيك آنها از يكديگر
·
ت : تحقق دين(3)
·
ضرورت تدريج در اجراي احكام قرآن در صورت عسروحرج حاصل از اجراي دفعي آن در
جامعه
·
ضرورت تاكيد و پافشاري بر تحقق عدالت اقتصادي و اصلاح امر معيشتي اقشار آسيبپذير كه زمينه بسيار مساعدي جهت تحقق ارزشهاي ديني
خواهدبود.
·
گزينش و نصب كاگزاراني امين و كارآمد و آخرتگرا در مصادر امور، كه اين نيز عاملي بسيار مهم در
تاليف قلوب عموم و موجب نفوذ ارزشهاي ديني در زندگي فردي و
اجتماعي اقشار مختلف خواهدبود.
·
ت : تحقق دين(4)
·
قاطعيت در برابر تخلفات مسئولين ردهبالا و ميانه و سياست عفو و گذشت و مدارا با عموم جامعه، موجب اعتماد جامعه
به نظام و الگوپذيري از رهبران اسلامي خواهدبود.
·
ضرورت كنترل جدي مسئولان ردهبالا و ميانه و رهبران ديني، نسبت به دنياطلبي وابستگان
و اقرباي خويش كه فقدان، موجب سستي اعتقاد مردم و مورد تمسخر
واقعشدن مسئولان نظام و ارزشهاي ديني خواهدبود.
·
ت : تحقق دين(5)
·
ضرورت تربيت نيروهاي فرهنگي عالم متدين، جهت هدايت سطوح مختلف و اقشار مختلف
جامعه با توجه به نيازها و ويژگيهاي آنان
·
ضرورت ايجاد پايگاههاي مردمي در خارج از كشور، از طريق تربيت و اعزام نيروهاي آگاه و عامل به
فرهنگ قرآني بعنوان سفيران رسمي و غيررسمي نظام و فعال كردن
سفارتخانهها
·
نقش ديدگاه ولايت فقيه در فهم و تحقق دين
·
ولايت فقيه يعني حكومت و رهبري دينشناسِ مدير، عالم به زمانه
·
تصورش مساوي با تصديق آن است و شبهه در آن، شبهه در بديهيات ميباشد.
·
اين ديدگاه به معني نگرش به دين از نظر حكومتي است بلكه
بالاتر به معني رسالت تشكيل حكومت اسلامي و اداره آن به عنوان
لازمه اساسي عمل به احكام اجتماعي دين اسلام ميباشد.
·
فهم سنت معصوم(ع) - هجرت به
حبشه
·
هجرت به حبشه در دوران مكه طي دو مرحله بدستور پيامبر(ص) و رهبري جعفربن ابيطالب انجام گرفت.
·
علت هجرت را معمولاٌ به جهت مصون ماندن از تعرض و آزار و اذيت مشركان ميدانيم.
·
حضرت جعفرابنابيطالب به همراه كاروان، بجاي
رفتن به گوشهاي از مملكت حبشه ،
مستقيماٌ به مركز حكومت نجاشي رفته از او تقاضاي ديدارمينمايد و آياتي در شأن حضرت
مريم(ع) و عيسي(ع) را مطرح مينمايد و با زيركي خاصي ،
غيرمستقيم با طرح مباحث كلي اعتقادات و احكام او را منقلب كرده
، به دين اسلام دعوت مينمايد.
·
2 ) هجرت به مدينه
·
جداشدن افرادي همچون عثمانبن مَظْعون و مصعببن عمير از پايگاه حبشه و
اعزام مصعب به مدينه يكسال و نيم قبل از هجرت به مدينه بعنوان
مبلغ دين خدا، گوياي طرحهاي وسيع و مرحلهبنديشده مديريت الهي ميباشد كه يكي پس از ديگري با دقت به اجرا درميآمد.
·
مصعب مامور ايجاد زمينه در مدينه براي مركزيت نهضت ميشود و اين نشان ميدهد، آمدن او به مكه از پايگاه حبشه به دستور پيامبر(ص) بوده تا ايجاد و
رهبري پايگاه مدينه را بر عهده گيرد.
·
بر اثر فعاليت او بسرعت نيروهاي كيفي بسياري مسلمان شده، زمينه را براي هجرت
پيامبر(ص) به مدينه فراهم نمودند.
·
3 ) پايگاه ابوبصير
·
فقرهاي از صلح حديبيه چنين بود:
هركس از قريش بدون اذن، نزد محمد(ص) برود بايد مسلمانان او را
به مكه بازگردانند.
·
پيامبر در اعتراض مسلمانان به اين فقره، فرمود: اگر از
مكيان كسي نزد ما آيد كه خدا اسلام او را بپذيرد، خداوند براي
او فرجي قرار خواهدداد. اين سخن خود اشارهاي گوياست كه اين فقرهاي كه دشمن براي خويش امتيازي تلقي ميكند در واقع به نفع مسلمانان خواهدبود و اين معني نه
صرفاً با عنايات غيبي بلكه به همراه تدبير الهي و پنهاني
پيامبر(ص) و اجراي فرامين حاصل خواهدشد.
·
3 ) پايگاه ابوبصير
·
ابوبصير از فراريان مكه بود كه پايگاه نظامي بر عليه
دشمن ايجادنمود و كار به جايي رسيد كه قريش با فرستادن پيك و
قسم دادن پيامبر(ص) خواستار لغو اين فقره از معاهده و احضار
گروه ابوبصير به مدينه شدند .
·
اين كار صرفاٌ عنايات غيبي نبوده بلكه بر اساس تدبيرات آتي پذيرفته شد.
·
4 ) انذار خويشان
·
در نحوه اجراي فرمان : انذر عشيرتك الاقربين معناي
عجيبي مشاهده ميشود. پيامبر بجاي دعوت
خويشان به اسلام همچون كسي كه در ميان جامعه اسلامي قراردارد
ميفرمايد: كداميك از شما مرا بر اين رسالت وزارت ميدهد، تا برادرم و وصي من و جانشين من باشد.
·
انذار عشيره با تدبير رهبري وسيله معرفي معاونت و جانشيني پيامبر گشتهاست.
·
5 ) ليلهالمبيت
·
پيامبر پيشاپيش از طريق وحي، از طرح ترور خويش آگاه بود
حتي از آيات سوره نمل ميتوان احساس كرد كه مسلمانان
نيز از طريق گزارش طرح ترور حضرت صالح(ع) در جريان امر واقع
شدهبودند.
·
جريان خطرناك خوابيدن علي(ع) در بستر پيامبر(ص) طراحي
شد. با توجه به سفارشات پيامبر به علي(ع) مبني بر تسويه حساب
طلبها و بدهيهاي حضرت و آوردن نواميس و مسلمانان از بنيهاشم به مدينه معلوم ميشود.
·
شبيه اين جريان غيرعادي بازگرداندن رقيب خلافت، از خواندن آيات برائت از نيمه
راه مكه و سپردن پيام به علي(ع) جهت ابلاغ به مكيان ميباشد.
·
5 ) منع فرار از طاعون
·
در سنت پيامبر(ص) آمدهاست كه فرار از طاعون همچون
فرار از جبهه جنگ ميباشد.
·
اين سنت به ظاهر نهي از فرار از محيط طاعونزده دارد اما پيامبر(ص) اين سخن را صرفاٌ در مورد
افرادي فرمود كه در سرحدّات اسلامي در برابر دشمن قرارداشتند،
طاعون در سنگرها شيوع پيدانمود و رزمندگان سنگرها را
ترك كرده از منطقه فراركردند پس در اين شرايط پيامبر(ص) اين
بيانيه را در مورد آنان صادر نمود.
·
اين سخن فرماني مقطعي از جانب مقام حكومت اسلامي نسبت به شرايط خاص ميباشد و قابل تعميم نيست.
·
ملاك صدور اين حكم براي مقام ولايت فقيه، ميتواندمبناي حكم در مورد مشابه گردد.
·
5 ) وجوب حنا بستن
·
در سنت پيامبر(ص) آمدهاست كه پيري خويشتن را با
حنا بستن تغيير دهيد و خود را به يهود شبيه نكنيد.
·
اين سخن را پيامبر اسلام در شرايطي فرمود كه ياوران دين
در قلّت بودند و با حنابستن پيران مسلمان، با يهوديان پيريشان
مشخص نميشد.(دشمن در حين جنگ بهخيال رويارويي با عدهاي كهنسال جرأت پيدانميكرد.)
·
اين سخن فرماني مقطعي از جانب مقام حكومت اسلامي نسبت به شرايط خاص ميباشد و قابل تعميم نيست.
·
ملاك صدور اين حكم براي مقام ولايت فقيه، ميتواندمبناي حكم در مورد مشابه گردد.
·
مديريت از ديدگاه قرآن و معصوم
·
از ديدگاه قرآن و روايات، مديريت نقش اول را در تغيير و تحولات اجتماعي بر
عهده دارد:
·
«صنفان اذا صلحا صلحت الامه و اذا فسدا فسدت الامه، قيل من هم يا رسولالله؟ قال العلماة و الرؤساء»
·
فرمودند: « دو صنف هستند كه هرگاه صالح باشند، امّت صالح خواهدبود و هرگاه
فاسد شوند، امّت فاسد خواهندبود.»
سئوال شد يا رسولالله اينها چه كساني هستند:
فرمودند: « علماء و اميران جامعه»
·
پس براي هر تغيير و تحولي بايد روي اين دو گروه ، سرمايهگذاري كرد.
·
حوزه و دانشگاه خاستگاه مديريتها
·
عناصر مديريتهاي فرهنگي و اجرايي بطور مشترك، از حوزه و
دانشگاه برميخيزند پس بايد اين دو مركز
را مورد توجه جدي قرارداد، پيوندي سالم ميان آنها برقرار كرد،
محور اين پيوند
اسلام و قرآن است و طبيعتاٌ بايد زبان مشتركي از طريق قرآن بين
اين دو گروه پديد آورد.
·
شرايط اساسي اصلاح
·
براي اصلاح جامعه بايد از مديريت شروع نمود، قرآن كريم اين چنين ميفرمايد:
·
وَالذين يمسكون بالكتاب وَ اَقامُوا الصّلوه اِنّا لانضيح اَجرَ المصلحين
·
آنهايي كه قرآن را مستحكم و با تمام قوت در دست ميگيرند تا عمل كنند و نماز را بپاداشتند، ما هرگز اجر
مصلحان را ضايع نميكنيم.
·
پس شرط اساسي اصلاح مصلحان يعني مديران :
·
مسلح به فرهنگ قرآني باشند.
·
مصمّم به پيادهكردن اين فرهنگ در جامعه
باشند.
·
زمينههاي اصلاح مديريت
·
مرور مكرّر قرآن از زمينههاي اساسي توانمندي مديريت اسلامي جهت تمسك به قرآن ميباشد كه مفهوم اول : به انس عميق با قرآن و مفهوم دوم
به مرجعيّت قرآن در حوزه و صحنه عمل اشاره دارد.
·
تقيّد به حركت در چارچوب وحيالهي و عدم خلط نظريات افراد با حكم الهي نكته ديگري در
زمينه توانمندي مديريت ميباشد كه در سوره اعراف قبل
از بيان شرايط مديريت اسلامي آمدهاست:
·
اَلَم يُوخَذ عَلَيهم ميثاق الكتابِ آن لا يَقُولوا عَلي اللهِ الّا الحَقَّ
ودَرَسُوا مافيهَ
·
آيا مگر برايشان(بني اسرائيل) پيمان غليظ كتاب آسماني گرفته نشد كه : جز حق و
حقيقت را بر خدا نسبت ندهند و محتويات قرآن را مرور و رجوع
مكرر نماييد.
·
ولكِن كونوا ربانيّين بماكنتم تعلمونالكتاب وَ بِماكنتم تَدْرُسون
·
ولكن وجودهايي رباني باشيد بواسطه آن كه كتاب خدا را پيوسته آموزش ميدهيد و بواسطه آن پيوسته انس و رجوع دائمي به قرآن
داريد.
·
پس: ربّاني شدن مانع از خودمحوري و استبداد و استكبار
مديريت اسلامي خواهدبود والّا فقدان اتصاف مديريت فرهنگي و
اجرايي به اين صفت متعالي، موجب ركود و خمودگي و موجب بردگي و
اسارت انسانها خواهدشد.
·
در سوره بقره از جمله دلايل انتخاب طالوت به فرماندهي و
رهبري، اتصاف به توانايي معذفتي و اجرايي و تعالي معنوي عنوان
شدهاست كه ضرورت اتصاف علمي و عملي مديريت اسلامي را به
ارزشهاي قرآني تاكيد مينمايد.
·
تمسك به كل قرآن نه بخشي از آن
·
قرآن كريم مجموعهاي فراگير از اعتقادات، اخلاق و احكام در حوزه فردي و اجتماعي ميباشد كه همه و همه بايد مورد التزام قرارگيرد. التزام
به بخشي از قرآن و عدم التزام به بخش ديگر در واقع عدم التزام
به كل قرآن ميباشد كه ذلت و خواري در دنيا و اشد مجازات را در آخرت
در پي خواهدداشت.
·
در قرآن كريم در خصوص اشدّ عذاب
مجازات فرعونيان در سوره غافر آمدهاست:
·
اَدخِلوُ ال فِرعَونَ اَشَدَّ العَذاب
·
آل فرعون را در شديدترين عذابها داخل كنيد.
·
قرآن كريم پيكري واحد
·
آيات قرآن همچون اجزاي پيكر واحدي هستند كه حذف بعضي از
آيات به منزله قطع عضوي از اين پيكر است نه آن عضو به تنهايي
حيات دارد و نه اين پيكر ناقص كارآيي لازم را خواهد داشت. بلكه
بالاتر از اين، آثار قطع عضو اين پيكر را عفوني كرده به تباهي
خواهدكشاند.
·
ادعاي اقتضايي بودن قرآن
·
اخيراٌ گروهي از روشنفكران مدعي فهم قرآن، ادعاي
اقتضايي بودن بخشي از قرآن را مطرح نمودهاند. اينان بر اين باورند كه هرآنچه در قرآن مطرح شدهاست، لزوماٌ ديني نيست، جوهر دين مطالبي است كه به امر
تزكيه و تهذيب نفس و اصلاح امور اخروي ميپردازد، آن مقدار از قرآن موضوع تدين ماست كه به امر آخرت مربوط است و مابقي
ِ قرآن از حوزه ديانت ما، خارج است و هيچ ضرورتي در التزام به
اين گونه مباحث قرآني نيست.
·
حوزههاي مطرح در ادعاي اقتضايي
بودن قرآن
·
حوزه تكوينيات ( هستها )
·
حوزه تشريعيات ( بايدها )
·
حوزه گزينش مطالب و مثالها
·
حوزه تكوينيات(1)
·
در اين حوزه مقصود از اقتضايي بودن، همنوايي قرآن با
دستآوردهاي علمي تجربي بشري زمان خويش ميباشد كه با گذشت زمان آن دستآوردها ، بعضاٌ بطلانش به اثبات رسيدهاست همچوم نظريه افلاك نهگانه بطلميوس كه با بطلان هيئت بطلميوسي مطالب نجومي قرآن باطل شدهاست و ديگر معني ندارد كه به اينگونه مطالب قرآن ملتزم
شويم.
·
حوزه تكوينيات(2)
·
اينان اقتضايي بودن قرآن را اينگونه توجيه ميكنند كه قرآن كريم ضرورتاٌ ميبايست به مقتضاي زمانه نزول خويش از جمله مقتضاي علوم
زمانه سخن ميگويد و بناچار به دروغ
مصلحتآميز متوسل شود. چراكه بيان حقايق علمي مخالف زمان نزول ،
موجب تعارض ميان قرآن كريم و علوم زمانه ميشد و چون راه بشري براي
اثبات بيانات قرآن در كار نبود پس مشغله بيهودهاي براي پيامبر(ص) پديد ميآمد و نزاعي بيحاصل و منحرفكننده از غرض هدايت و ارشاد و تزكيه و تهذيب بشر درميگرفت. از اين رو براي قطع ريشه جنگ و دعوا و جاروجنجال
بايد به جهت مصلحت قرآن كريم علوم زمانه را تاييد كند و اين
مسأله هيچ خدشهاي به حقانيت مطالب اخروي قرآن وارد نميكند.
·
نقد و بررسي - حوزه تكوينيات
·
اولّاً: خداوند قرآن را تماماً به حق نازل كرده و قرآن نيز صرفاً و تماماً
مُلْتَبِس به حق در عالم طبيعت شدهاست.
·
ثانياً: سخن خداوند تماماًٌ بر اساس حق و حقيقت و صداقت استوار است و دروغ را
به قرآن راهي نيست.
·
ثالثاً: سخن از هفت آسمان و هفت زمين در قرآن چه ربطي به نظريه بطلميوس دارد
و در كجاي آن نظريه اين سخن آمدهاست.
·
بطلميوس سخن از افلاك نُهگانه دارد. شمس و قمر و هفت سياره منظومه شمسي: تير، ناهيد، زهره، زمين،
مريخ، زُحل، مُشتري كه تا آن روز شناخته شدهبود.
·
حوزه تشريعيات
·
از نظر مدعيان، نه تنها حوزه علوم تجربي طبيعي خارج از
حوزه التزامات ديني است ولو قرآن از آن سخن گفتهباشد بلكه حوزه علوم انساني نيز كه دستاندر كارِ حل و فصل معضلات دنيايي بشر است از دخالت دين بيرون است و صرفاٌ
اين مسئوليت حل و فصل معضلات بر عهده عقل و تجربه است و اگر ميبينيم سابقاً دين عهدهدار پرداختن به اين مسائل شدهاست. به اقتضاي عدم بلوغ و
نارسايي علوم انساني و اعصار گذشتهبودهاست. ولي اكنون اين علوم دوره بلوغ را سپري كردهاند اين مسئوليّت از دوش دين برداشته
شده
است.
·
حوزه تشريعيات(2)
·
قبل از علم مديريت ، علم فقه عهدهدار علم مديريت بود و خلاصه ادعايشان اين است كه : دين عهدهدار امور اخروي است و بدون دين ميتوان دنيا را آباد كرد.
·
نقد و بررسي - حوزه تشريعيات
·
اولّاً: انسان موجودي است سه بعدي : مادي ، رواني ،
معنوي كه در كليت شخصيت واحد انساني با يكديگر تعامل دارند و
بر يكديگر مؤثرند و نميتوان بُعدي را مجرد از
رابطهاش با ابعاد ديگر به درستي
مورد مطالعه قرارداد و آن را شناخت و برخورد مناسب با آن نمود.
·
ثانياً: سير تكامل علوم انساني نشان ميدهد كه هنوز ابعاد و ويژگيهاي وجودي انسان به درستي شناخته نشدهاست.
·
ثالثاً: قرآن كريم در ضمن بيان حل و فصل موارد بسياري
از امور دنيوي همچون ارث ، طلاق و جنگ و .. با تاكيد، يادآور
ميشود كه شما هيچ نميدانيد و اين خداست كه همهچيز را ميداند.
·
قبض و بسط معرفت ديني
·
آنجا كه سخن از هستي اشياء است معرفتها ثابت ميباشد و آنجا كه سخن از چيستي و كيفيت هستي است، معرفتها ميتواند متفاوت گردد.
·
در اين كه خدا هست، معرفت ما با معرفت علي(ع) تفاوتي ندارد امّا در وصف كيفيت
هستي خدا، قطعاً معرفت ما با معرفت علي(ع) متفاوت خواهدبود.
·
تفاوتها در درك فلسفه احكام و درك خصوصيات تفصيلي احكام و تجربه باطني حقيقت
احكام است كه ميان مؤمنان تفاوت پديد ميآيد.
·
قبض و بسط معرفت ديني(2)
·
مجموعهاي از معرفت به ضروريات
اعتقادي، اخلاقي و فقهي و ... وجود دارد كه نه در افراد، نسبت
به يكديگر متفاوت است و نه در باور مومنان، در طول قبض يا بسط
معرفتي و وجودي آنان تفاوت مييابد.
·
اين باور مشترك ثابت است كه مؤمنان به دين را به يكديگر پيوند ميزند و جامعه ديني را پديد ميآورد.
·
پس در غير ضروريات ديني است كه قبض و بسط و حتيگاه ابطال رُخ ميدهد كه حوزه تضارب آراء فقها و مجتهدين ميباشد، مجتهديني كه بر اساس اصول استنباطي كه بر اساس حكم عقل و وحي اثبات
نمودهاند به استنباط معرفت ديني
از منابع ديني اقدام نمايند.
·
عوامل قبض و بسط
·
امر قبض و بسط و يا ابطال معرفتهاي ديني سابق از عوامل زير پديد ميآيد:
·
عامل اول : ميزان آلودگيهاي نفساني و يا ميزان تهذيب نفس مؤمن به دين ميباشد:
اَفَلا يَتدبرون القران اَم علي قلوب اقفالها؟
§
پس چرا در اين قرآنِ ژرف نميانديشند مگر بر، دلهاي آنان
قفل زدهشدهاست.
·
عامل دوم : ميزان آگاهيهاي سابق ديني، در حوزههاي مختلف دين و ميزان احاطه نظري بر مباني استنباط و
نحوه بكارگيري آن است كه در كيفيت و سِعِه و ضيق استنباط،
دخالت دارد.
·
عامل سوم : ميزان معرفتهاي انساني سابق بر دين ميباشد، كه در نوع نتايج ميتواند موثرباشد ليكن اين تاثير كلي و دائمي نيست.
·
عامل چهارم : ميزان شناخت موضوعات احكام ديني ميباشد كه در درك چگونگي احكام انها بسيار مؤثر است.
·
راههاي تأثير وحي بر علوم بشري
·
هستيشناسي و تبيين مبداء و
منتها و غرض خلقت جهان
·
انسان شناسي و تبيين نيازها و اهداف خلقت انسان
·
تبيين احكام ارزش پديدهها و تبيين احكام روابط
انسان با خويش انسانها با يكديگر، انسانها با عالم خلقت، و
انسانها با مبداء و هستي و با عالم آخرت
·
تبيين حداقل، بعضي از احكام جزيي يا كلي تجربي ، نقلي ، عقلي و قلبي
·
طريق چهارم است كه به ما حق ميدهد پسوند اسلامي را به پژوهشهاي بشري اضافه نماييم،
عناويني همچون مديريت اسلامي، روانشناسي اسلامي، جامعهشناسي اسلامي و ....
·
مباني پژوهش در قرآن
·
يكي از مفاهيم اساسي ارتباط با قرآن، تدبير است كه
مهمترين مفهوم در ميان مفاهيم اُنس با قرآن و اسايترين عاملي است كه ما را با حقيقت قرآن آشنا ميكند.
·
امر تدبير در قرآن مجيد در چهار آيه مطرح شدهاست و دو مفهوم را در بردارد:
·
ژرفانديشي و ژرفنگري
·
عاقبتانديشي و عاقبتنگري
·
درك اعجاز از راه تدبير
·
داشتن اين دو خصلت براي مؤمن بسيار مهم است زيرا زمينه
مساعدي را فراهم ميكند تا انسان ، به روشني و
به سهولت ، بتواند ملكوتي بودن قرآن را درك كند.
·
در امر مسلماني، نقطه ورود به اسلام ايمان به قرآن است ايمان به اينكه اين
قرآن كتاب خداست و از مقام ربوبيت نازل شدهاست.
·
اين درك آسماني بودن قرآن، در مقابل بشري بودن آن با امر تدبّر ، حاصل ميشود.
·
عدم ناهماهنگي و عدم تضاد در قرآن، آيت و دليل بر خدايي بودن اين كتاب است.
·
عوامل سطحينگري
·
پيروي از هوي و هوسها
·
ارتكاب معاصي
·
مشغلههاي دنيايي
·
خصوصيات متدبر
·
توجه به باطن امور
·
توجه به عاقبت امور
·
عوامل توان تدبر
·
انس و رفاقت با قرآن
·
اقامه نماز
·
اتفاق و حُسن خُلق
·
اعمال صالح
·
ابتلائات
·
پيامدهاي عمل
·
ياد مرگ و اهل قبور
·
سير كلي مباحث و مراحل مقدماتي پژوهش در قرآن
·
انس با قرآن و پژوهش در آن و بهرهگيري دائم از رهنمودهاي آن در همه حوزههاي فكري و اجرايي زندگي فردي و اجتماعي نيازمند طي مراحل ذيل ميباشد:
·
شناخت شأن قرآن و معصوم(ع) در هستي، در بيان بشر و در عالم آخرت
·
شناخت مفاهيم ورود به قرآن و نحوه بكاربستن آن
·
شناخت زمان و مكان و حالات مناسب و نامناسب پژوهش در قرآن
·
شناخت شرايط علمي-تخصصي و شرايط روحي-علمي پژوهش در قرآن
·
شناخت اصول اساسي و قواعد برداشت از قرآن
·
شناخت شيوهها و مراحل برداشت از قران
·
آموزش عملي
·
اصل اول
·
عدم تقدم بر خدا و رسول
·
اهداف رفتاري
·
توضيح مطالب زير:
·
اطاعت پيامبر از خدا
·
اطاعت مؤمنان از پيامبر و خداوند
·
كيفيت تبعيت و اطاعت
·
اطاعت پيامبر از خدا
·
بعنوان اصل شاخص و فراگير اولين اصل، اصل عدم تقدم بر خدا و رسول است. در اين
حوزه، حتّي پيامبر هم مكلف است بلكه اولويت در تبعيت دارد:
·
فاصبر محكم رَبك و لاتكن كصاحب الْحُوتِ
·
اي پيامبر بر ضابطه و حكم و دستوري كه خداوند دادهاست بايد صبركني مانند رفيق ماهي نباش.
·
در آيات فراواني از زبان پيامبر تذكر دادهاست:
·
اِن اتبع الا ما يوحي اِلَيَّ
·
من از چيزي جز آنچه كه وحي ميگويد، تبعيت نميكنم.
·
اطاعت پيامبر از خدا(2)
·
پيامبر تابع محض فرامين الهي است، در خطاب خداوند به حضرت موسي نيز همين معنا
ديدهميشود:
·
اَنَا اخترتُك مَاسْتَمِعْ لِما يُوحي
·
من تو را انتخاب كردم پس خوب به حرفهاي من گوش كن.
·
به تعبير ديگر پيامبر بايد سخنان خداوند را به طور كامل فهم كرده و جاري
سازد. اين آيات مستقيماٌ پيامبر را مؤظف به تبعيت معرفي ميكنند.
·
ولو تقول علينا بعض الاقاويل لأَخَذنَا مِنهُ بِاليمين ثُمَّ لَقطعنا مِنه
الوَتين فما مِنكم من احد عَنهُ حاجزينَ
·
اگر اين پيامبر از جانب خود سخني را به قرآن اضافه نمايد يعني آنچه را كه ما
به او نگفتيم بگويد تمام ارزشهاي اين پيامبر را از او گرفته و
گردنش را ميزنيم.
·
اطاعت مؤمنان از پيامبر و خداوند
·
وقتي پيامبري كه از عصمت برخوردار است بايد اينطور بيقيد و شرط در چارچوب ضوابط الهي حركت كند، غيرمعصوم جاي
خود را دارد و ميبايست بهگونهاي كه خدا و معصوم نظر دادهاند عمل و حركت كند و حق
رأي هم ندارد.
·
آيه شاخص سوره اضراب است:
·
وماكان لِمومنٍ و لا مومنَهٍ اذا قَضَياللهُ وَ رُسُولُهُ أَمْراً اَنْ يَكونَ لَهُم الخيرَهُ مِن اَمْرِهِم
·
هيچ مرد و زن مومنهاي حق ندارد وقتي كه خدا و رسول امر مهمي را قضاوت كرده و حكمي را صادر كردند نظر داده و چون و چرا داشتهباشند زيرا ادب ايمان،
اقتضاء تبعيت محض را از فرمان خداوند در حوزه مربوطه دارد. عقل
در اينجا موضوع را ميتواند خوب فهميده و حكمش را اجرا كنند...
·
اطاعت مؤمنان از پيامبر و خداوند(2)
·
ومَن يعصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضلالاً مُبيناً
·
هركس عصيان و سركشي كند در مقابل خدا و رسول به گمراهي بسيار آشكار دچار شدهاست.
·
اطاعت مؤمنان از مقام عصمت يك ضرورت
ديني است.
·
وحي حاكم بر عقل است و عقل در حوزههاي اطاعت مؤمنان از مقام عصمت يك ضرورت ديني است.
·
كيفيت تبعيت و اطاعت
·
در مورد چگونگي تبعيت از خدا و رسول، تذكرات قابل توجه و مهمي در سوره نساء
آيه 65 آمدهاست:
·
فَلارَبَّك لايومِنُونَ حَتّي يُحَكَّموك فيما شجر بَينَهم ثم لايَجِدوا في
اَنفُسِهِم حَرَجاً مِمّا قشضَيت وَ يُسلّمُوا تسليماً
·
پس اين اعتقاداتي كه مردم مسلمان دارند باورها و تلقيهايي كه دارند به درد نمي خورد و اين گونه طي كردن راهقرآن به درد نميخورد به جان پروردگار تو قسم – اين كه خدا به جان خودش قسم ميخورد در قرآن كمنظير است- اينها ايمان ندارند مگر زماني كه ترا بعنوان حاكم و قاضي در مشكلات
زندگيشان قراردهند.
·
WWW.MONSHIZADEH.ORG