اصول مديريت اسلامي و الگوهاي آن - حجت‌الاسلام دكتر ولي‌الله نقي‌پورفر (قسمت دوم)

 

·       اصول مديريت اسلامي و الگوهاي آن
3 واحد نظري

·          نام منبع و مولف: كتاب اصول مديريت اسلامي و الگوهاي آن  حجتالاسلام دكتر وليالله نقيپورفر

·         

 

·       در حل مشكلات بايد پيامبر حاكم باشد و هر فرد ايماني در هر حوزه اجتماعي يا فردي ، بايد ببيند خدا و رسول چه نظري دارند و چه حكمي صادر كردهاند بعد از آن اگر حكمي نبود به عقل و يا عقلاء جهت مشورت مراجعه كنند تا ببينند چطور ميتوان مشكل را حل كرد. بنابراين:

·          قدم اول: قبول حكميت پيامبر است، فَلا وَ رَبَّك لايومنون حتي يُحَُكَّموكَ فيما شَجربَيْنَهُم

·          قدم دوم: قبول حكم پيامبر بدون دلتنگي است، ثُمَّ لايَجدوا في انفسهم حَرَجاً مِمّا قَضَيت

·          قدم سوم: اجراي حكم، بدون چون و چراست، وَيُسلّمو تسليما

·          الگوهاي بارز اطاعت پيامبران از امر خداوند و صبر معصومين و اثرات آن 

·          ابراهيم(ع) و ذبح اسماعيل(ع)

·          ابراهيم(ع) و آتش نمرود

·          يونس(ع) و خروج بدون اِذن

·          لوط(ع) و فرمان خروج

·          موسي(ع) و فرمان خروج

·          پيامبر(ص) و سران قريش

 

·          اصل دوم

·          آخرت گرايي

·          اهداف رفتاري

·          توضيح مطالب زير:

·          الگوهاي آخرتگرايي

·          برخورد خداوند با قارون و ثروتش

·          برخورد موسي(ع) با گوساله سامري

·          پيامبر(ص) و زينت دنيا

·          دنياطلبي و نيازهاي انسان

·          برخورد حضرت امام خميني(ره) با سلمان رشدي

·          آثار سوء عدم آخرت گرايي

·          شاخصهاي نظام اسلامي در مسير آخرتگرايي

·          مقدمه آخرتگرايي

·          آخرتگرايي نفيدنيا نيست بلكه امكانات دنيوي را در راستاي اهداف اخروي قرار دادن است.

·          وَابْتَغِ فيما آتيك اللهُ الدّارَ الاخِرَه و لاتَنسَ نَصيبك مِن الدنيا

·          و در آنچه كه خدا به تو دادهاست با ميل و رغبت دار آخرت را بجوي و بهرهات را از دنيا فراموش نكن

·          ايمان به ارزشهاي متعالي، انسان را در راه رسيدن به آخرت (عالم ماوراء) مدد ميدهد، چراكه دنيا گذرگاه است و قرارگاه نيست:

·          الدنيا دارٌ مَمّرٍ لا دارُ مَقَرٍ

·          آخرتگرايي به معني تلبس به ارزشهاي قرآني و الهي است كه ما را در مسير الهي به پيش برد و از سقوط به جهنم هوي و هوسها نجات بخشد.

·          الگوها

·          برخورد خداوند با قارون و ثروتش:

·          قارون ثروت عظيمي بدست آوردهبود كه قرآن درباره او ميفرمايد: اِنَّ قارون كان من قوم موسي فَبغي عليهم

·          قارون از قوم موسي بود كه از حد مسَلّمَش تجاوز كردهبود.

·          وَاتَينا مِنَ الكنوز ما اِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنوا بالْعُصبَهِ اولي القُوَّهِ

·          و گنجينهها ف ما به قدري به او دادهايم كه محل كليد گنجينههايش بر چند پهلوانِ صاحب قوت سنگين مينمود.

·          قارون و ثروتش

·       در مورد ثروت قارون كه شايد از دارايي ثروتمندان الان هم فزونتر بود، قرآن ميفرمايد: ما به او داديم آتيناه يعني نحوه بدست آوردن ثروتش شرعي بود و از راه حرام بدست نياورده بود بلكه با تدبير و مديريت صحيح اقتصادي كه داشت، حاصل شدهبود و چون از راه حلال بود خداوند به او تذكر ميدهد كه :

·           وَابْتَغِ فيما اَتيكَ اللهُ الدّارَ الخِرَة

·          در آنچه كه خدا به شما داده، دار آخرت را طلب كن.

·          يعني در مصرف امكانات آخرت را مدّ نظرداشتهباش. به بيان ديگر هر مصرفي از اين ثروت يك ارزش اخروي را نتيجه دهد.

 

·          الگوها

·          وَلاتنس نصيبك مِنَ الدُِنيا وَ اَحسِنْ كما اَحسَنَ الله اِليك

·          و سهمت را از دنيا فراموش نكن و احسان كن همانطوريكه خداوند به تو احسان كرد.

·          مردم عيالالله هستند و تو با امكاناتت بايد عيالالله را هم رعايت كني. چون امكاناتي كه به تو داديم فقط براي شخص تو نيست.

·          تلك الدّارُ الاخِرَةُ نجعَلُها لا يُريدون عُلُوّاً فيالارض وَ لافَساداً و العاقِبَهُ لِلمتقين

·          ان دار متعالي آخرت سهم كساني است كه طالب سركشي، علو و فساد و اختلال در زندگي دنيوي نباشند.

·       كساني كه طالب علو و جاهطلبند و دست و پا ميزنند كه به مقامهاي دنيوي برسند ايشان سهمي از آخرت ندارند، بكه مقامات دنيوي ميتواند بعنوان يك ضرورت و يك تكليف الهي براي مؤمن مطرح باشد.

·          دنياطلبي و نيازهاي انسان

·       انسان مؤمن بايد به اين نكته توجه داشتهباشدكه: چه كساني ثروت او را مصرف ميكنند؟ آيا اهل دنيايي كه به واسطه آن ثروت، پروارتر ميشوند يا مومني كه از اين ثروت استفاده ميكند و قويتر در مسير الهي حركت ميكند؟

·          حتي ما بايد توجه داشتهباشيم خودمان كه از ثروت خويش استفاده ميكنيم چه اثري بر فكر و جان ما ميگذارد!

·          آيا انسان را خيالاتي ميكند و به بازي ميگيرد و يا نه انرژي به انسان ميدهد تا به وظايف انساني – الهياش بپردازد.

·          پيامبر(ص) و زينت دنيا

·       پيامبر (ص) وارد خانه يكي از همسرانش ميشود او پرده رنگي آويزان كردهبود پيامبر ميفرمايد: اين پرده را از جلوي چشمان من دور كن، مرا به ياد دنيا مياندازد.

·          اين وجودي كه به شدت حساس است، يك پرده رنگي برايش مساله دار است و توجهاش را به آخرت و در آن سطحي كه مي خواهد حاصل نميكند!

·       نشانه فراموش نكردن معنويت اين است كه آيا با اين ثروت و نحوه مصرفي كه داري نماز با حال، قرآن با حال ميخواني؟ يا نه؟ قلب منقلب داري، چشم گريان داري ؟ يا نه؟

·          پيامبر(ص) و مشركان

·          منع حضور كفار از حرم الهي

·          حفظ حرمت مسلماني

·          منع حضور كفار از حرم الهي

·       يكي از دستوراتي كه بعد از تسلط پيامبر(ص) به جزيرة العرب به ايشان دادهشد منع حضور مشركان در مكه معظم بود. اين دستور تبعات اقتصادي داشت و يك سري ضرر و زيان بر تجارت مسلمانان وارد ميكردكه قرآن خود اين معنا را منعكس كردهاست كه حكم ممنوعيت مشركان از مكه صدمه اقتصادي را در پيداشت.

·          وقتي مديريت، نگاه آخرتگرايي داشتهباشد اينگونه حكم ميكند.

·          حفظ حرمت مسلماني

·       يكي از وظايف پيامبر(ص) پاكسازي جزيرهالعرب از مشركان بود، بعضي از قبائل قبل از مسلمانشدن در موضع ضَعف قرارداشتند اگر با مسلمانان ميجنگيدند كشته ميشدند و اموالشان به غنيمت مسلمانان درميآمد و زن و فرزندانشان هم اسير ميشدند.

·          گاه اين قبايل قبل از جنگ مسلمانان با آنان، مسلمان ميشدند بعضي از مسلمانان كه از اموال غنيمت گرفته شده از مشركان به قوتي ميرسيدند.

·          برخورد حضرت امام با سلمان رشدي

·          حكمي كه حضرت امام در مورد سلمان رشدي دادند، محدوديت اقتصادي پديد آورد و دشمنان ، محاصره اقتصادي را عليه نظام تدارك ديدند.

·          اگر مسئولي از نظر اقتصادي نگاه كند واقعاً اين گونه حكمدادن مساله است و مشكلتراش!

·          اينگونه فتواها براي نظامِ اقتصادي كشور، سخت مشكلآفرين خواهدبود. ولي آن نگاه آخرتگرايي و اتكال بر خدا كه امام داشتند و توجه به اين نكته قرآني كه :

·          اگر از مساله اقتصادي ميترسيد، به خدا تكيه كنيد كه بينيازتان ميكند، تحمل مشكلات را آسان كرده، بنبستها را به عنايت خدا گشود.

·          آثار سوء عدم آخرتگرايي

·          توجيهگري

·          تنفر از حق

·          استكبار و انكار حق

·          خروج از راه خدا و سقوط

·          سلطه شيطان و تبعيت از او

·          آلودگي تمام عيار

·          عذاب و گمراهي و گرفتاري شديد

·          شاخصهاي نظام اسلامي در مسير آخرتگرايي

·          سادهزيستي و زهد مديريت

·          جاري بودن فرهنگ انفاق در جامعه

·          حل مشكل ازدواج

·          سلامت و طهارت خانمها در جامعه

·          حل مشكل اشتغال

·          توزيع عادلانه ثروت

·          آزادي بيان

·          اصل سوم

·          اصل وحدت و هماهنگي

·          اهداف رفتاري

·          توضيح مطالب زير:

·          امامت الهي محور اساسي وحدت

·          حوزههاي وحدت

·          وحدت در قانون و اجزاء آن

·          وحدت در رهبري

·          وحدت در تعامل

·          وحدت در روش

·          وحدت در جهت و هدف

·          امامت الهي محور اساسي وحدت

·          در سوره انبياء وقتي سلسله انبياء را مطرح ميكند، تذكر به اين وحدت را اساس قرارميدهد:

·          اِنَّ هذه اَمتكم اُمَّه واحده وَ انارَبكم فاعبدون

·          اين امت بايد امت واحده باشد من هم خداي واحد قهارم پس ، امت واحد مرا بپرستيد.

·       نكته اساسي در آيه فوق اين است كه تَلَبُّس و عمل در احكام ديني فردي بدون محوريت امامت الهي، مطلوب خدا به حساب نميآيد. زيرا كسي كه عزم بندگي خدا را دارد ديانتش بايد در ضمن ضمن امت واحده تحقق يابد و امت واحده هم بدون امام واحد معصوم امكان تحقق ندارد.

·          امامت الهي محور اساسي وحدت (2)

·       شناخت و تبعيت از امام معصوم(ع) شرط اساسي ديانت مي باشد. به هرحال از اين آيه امت واحده ضرورت وحدت در تدين و وحدت در مديريت شرعي جامعه استفاده ميشود.

·       همچنين در سوره حجرات كه تنظيم روابط اجتماعي و سازماندهي را تذكر ميدهد. جند اصل مهم مطرح است. از جمله مومنان موظفاند مابين يكديگر را اصلاح كنند، يعني اجازه ندهند انسجام جامعه مومنان به هم بخورد و ناهماهنگي پديد بيايد.

·          امامت الهي محور اساسي وحدت (3)

·       هر عضوي از سازمان مومنان مسئول حفظ وحدت و هماهنگي مجموعه خود هستند به همين جهت ميفرمايد: اگر تعارضي بين دو گروه از مومنان پيش آيد بلافاصله وظيفه اصلاح مطرح است و در نهجالبلاغه هم اين اصل را اميرمومنان(ع) با تاكيد شديدي بيان ميكنند.

·          اياكم و الفرقه فانَّ الشذ من الناس للشيطان كما اِنَّ الشاذ مِن الغَنَم لِلذَّنب

·          حضرت نكته عجيبي را بيان ميكند كه اهميت اساسي اصل وحدت را به ما تذكر ميدهد.

·          امامت الهي محور اساسي وحدت (3)

·          الا مَن دَعا الي هذا الشعار فاقتلوه و لو كان تحت عمامتي هذه

·          بهوش باشيد هركس به تفرقه دعوت كرد او را بكشيد اگرچه آن كس زير عمامه من باشد.

·          يعني حتي اگر منهم بخواهم انسجام بين مومنان را بشكنم مرا بكُشيد.

·       اين اهميت در تعبير يدالله مع الجماعه كه در خطبه 127 مطرح شده مورد تاكيد ميباشد. دست خدا با جماعت است( و با فرد نيست!) عنايت رباني متوجه جمعيتهاست. آن هم جمعيت امت واحده مومنان تحت رهبري واحد الهي در جهت قرب خدا.

·          حوزههاي وحدت

·       وحدت در قانون و اجزاء آن وحدت در رهبري است، وحدت در رهبري امت ، وحدت در عمل، وحدت در روش، وحدت در تعامل ، وحدت در جهت و هدف در حوزههاي مختلف امر وحدت است كه فقدان هريك كليت امر وحدت را خدشهدار خواهد نمود.

·          وحدت در قانون و اجزاي آن

·          هماهنگي دروني اجزاء توصيفي با يكديگر

·          هماهنگي دروني اجزاء تقنيني با يكديگر

·          هماهنگي اجزاء توصيفي با اجزاء تقنيني و ابتناي عقلاني

·          هماهنگي قانون با واقعيتها و ضرورتهاي طبيعي و انساني

·          وحدت در رهبري

·       از نظر قرآن كريم وحدت در فرماندهي و مديريت وحدت شخصي در فرماندهي است، نه وحدت كلي جمعه كه شوراي رهبري را هم شامل شود. شورايي كه هر تكتك اعضاء آن حق راي داشتهباشد بر اساس معيار اكثريت تصميمگيري شود.

 

·          وحدت در رهبري

·          وَشاوِرْهُمْ  في الامْرِفَاذا غرمتَ فَتَوَكَّلْ علي اللهِ اِنَّ اللهَ يُحِبُّ المتوكلين

·          در حوزه فرماندهي با آنان به بمشورت بپرداز پس هرگاه خود بشخصه تصميم گرفتي پس بر خدا توكل كن چرا كه خداوند اهل توكل را دوست دارد.

·       ضرورت التزام جدي رهبري و مديريت شرعي به امر مشورت با اهل تعهد ديني و تخصصي  شغلي تشكيل شوراي مشورتي را تاكيد ميكند: وَ اَمرُهُم شوري بَينَهُم ،و امر  فرماندهي و رهبريشان به مشورت در ميانشان ميباشد. اين آيه با توجه به آيه سوره آل عمران نظر به شوراي مشورتي دارد نه شوراي تصميم گيري

 

·          وحدت در عمل   -  وحدت در تعامل

·          وحدت در عمل : مقصود التزام جدي آحاد سازماني به انجام وظايف مقرر مشترك و مختص ميباشد.

·       وحدت در تعامل : مقصود انسجام و هماهنگ شدن شأن مديريت و رهبري است كه مقصود از آن بسيج مجموعه امكانات انساني _ مادي موجود و بكارگيري ان در چهارچوب قوانين مدون مقبول كليت نيروهاي سازماني تحت نظامي واحد و فرماندهي واحد و هدفي واحد ميباشد.

·          وحدت در عمل   -  وحدت در تعامل

·       تقسيم كار بر اساس قابليتهاي لازم شغلي و انساني از مقدمات جدي امر هماهنگي ميباشد. توجه به انساني بودن سازمان و جامعه( نه مكانيكي و فيزيكي) و توجه به ارتباط منطقي و فعال دروني و بروني سازمان و جامعه( ارتباط سيستمي) مديريت را در شان هماهنگي مجموعه سازماندهي بسيار مدد خواهد رساند.

·          وحدت در عمل   -  وحدت در تعامل

·          وحدت دروني مديريت رهبري در اعتقاد و ايمان و عمل و هماهنگي حوزههاي وجودي او شرط اساسي در هماهنگي  حقيقي سازمان و جامعه ميباشد.

·          مقبوليت رهبري از جانب مجموعه سازماني ركن ديگر در تحقق وحدت و هماهنگي ميباشد.

·          وحدت در روش

·       مقصود يكساني رويههاي عملي و روش تطبيق اجراي قانون بر واقعيتها ميباشد كه عمدتاً در تعامل اجتماعي مطرح است نه در حوزه فردي شخصي كه هركس را در چهارچوب ضوابط و قوانين ذوقي و سليقهاي است كه با وحدت در رويّه اجتماعي منافاتي ندارد و بلكه بايد محترم شناختهشود.

·          وحدت در جهت و هدف

·          سمت و سوي حركت و مقصد حركت بايد واحد باشد كه در اصل اول : عدم تقدم بر خدا و رسول و اصل آخرتگرايي مورد بحث قرار گرفتهاست.

·          الگوهاي اصل وحدت و هماهنگي

·          سيره اميرمومنان علي(ع)        

·          دوران حكومت خلفا ( ابوبكر ، عمر ، عثمان )

·          دوران حكومت خويش

·          هارون(ع) در غيبت موسي(ع)

·          اصل چهارم

·          اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها

·          اهداف رفتاري

·          توضيح مطالب زير:

·          آشنايي با اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها

·          معرفي الگوها

·          اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها

·       در نظام خلقت مديريت الهي بر شوق و رغبت پديدهها استوار است در سوره فصلت بعنوان تمثيل يا بعنوان يك جريان تكويني مطرح شدهاست كه خداوند به آسمان و زمين چنين ميفرمايد:  رائتيا طَوعاً اَوْ كَرْهاً امام هستي موظفند كه با ميل و رغبت يا به كراهت در تحت فرمان الهي انجام وظيفه كنند.

·       مخلوقات در پاسخ به خداوند چنين عكسالعمل نشان ميدهند:   قالتا أَتَيْنا طائعين  همه مخلوقات يكصدا اعلام ميكندد: ما با ميل و رغبت در تحت اطاعت شماييم. اين اطاعت عاشقانه مطلوب الهي، از عالم انساني است.

·          اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها(2)

·          اِنّا هديناه السبيل اما شاكِراً و امّا كفورا

·          ما انسان را به سبيل رشد هدايت كرديم حال ميخواهد شاكر باشد يا كافر

·       به انسان تحميل نميشود و اختيار عمل دارد و اين سنت الهي است كه انسان بر اساس اختيار اعمال رأي و اعمال اراده كند چه در جهت خير باشد چه در جهت شر، بر همين اساس بيانات ديگري در قرآن آمدهست كه به همين معنا برميگردد : لااِكراه في الدين

·          در پذيرش اعتقاد دين و حقايق، تحميل و اجباري نيست چراكه رشد از تباهي به روشني جداشدهاست. كسي را نميتوان به زور وادار به پذيرش معنا كرد.

·          اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها(3)

·          لا تكن عَبْدَ غيرك و قدجعلك الله حُرّاً

·          بنده ومقلد كسي نباش چون خداوند تو را حرّ و آزاده آفريدهاست.

·       آزادگي با گوش به فرمان محض بودن منافات دارد. پيامبر اسلام نيز بعنوان مبلغ و مجري احكام الهي مؤظف است با توجه به ميل و رغبت انسانها دين را به آنها عرضه كند و حق اجبار و الزام و تحميل دين بر مردم را ندارد.

·          الله حفيظ عليهم وَ ما اَنْتَ عليهم بوكيل

·          اين خداست كه مراقب و مسلط بر خلايق است و شما وكالت بر جان مردم نداري تا از جانب مردم كارگزاري امور آنان باشيد.

·          اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها(3)

·          فَذَكّر اِنّما اَنت مُذَكّرُ لَسْتَ عليهم بمسيطِر

·          پس تذكر بده كه تو صرفاً تذكر دهندهاي و بر مردم سيطره نداري

·       حضرت نوح(ع) ،آن همه سال كه در ميان قومش حضور داشت و تبليغ كرد در هيچ مقطع و برههاي از زمان حاضر نشد تا بر كسي دين را تحميل كند حتي با اين توجيه كه اين تحميل به خاطر مصلحت خودشان صورت ميگيرد.

·          تحميل انسانيتِ انسان را از او سلب ميكند ولو در جهت حق باشد زيرا انسانيت انسان به اعمال ارادهاش بستگي دارد.

·          اعمال مديريت بر اساس اختيار نيروها(3)

·       با توجه به آيات و آيات فراواني كه در اين زمينه هست، معلوم ميشود كه انسان نسبت به اعمالي كه از او صادر ميشود مسئوليت دارد و اين مسئوليت اقتضاء دارد كه انسان  در عملكردش آزادي عمل داشتهباشد.

·       از طرفي اجبار بر عمل نيك چون جبري است مايه رشدِ روحي انسان نخواهدشد بلكه به جهت ساختار خاص خلقت انساني، موجب گريز از اعمال خير و فروغلطيدن در ورطه گناه و آلودگي نيز خواهدبود.

·          الگوها

·          سه قسم الگوي رفتار سازماني مطرح است:

·          الف) رفتار سازماني معصوم با معصوم

·          ب) رفتار سازماني معصوم با غيرمعصوم

·          ج) رفتار سازماني غيرمعصوم با غيرمعصوم

·          نمونههاي رفتار سازماني معصوم با معصوم

·          حضرت خضر(ع) با حضرت موسي(ع)

·          حضرت ابراهيم(ع) با حضرت اسماعيل(ع)

·          نمونههاي رفتار سازماني معصوم با غيرمعصوم

·          حضرت موسي(ع) با بني اسرائيل

·          پيامبر(ص) با نيروهاي تحت فرمان

·          پيامبر(ص) و جنگ احد

·          اميرمومنان(ع) با نيروهاي تحت فرمان

·          امام حسين(ع) با ياران باوفا

·       نمونههاي رفتار سازماني غيرمعصوم با غيرمعصوم
ولايت فقيه با مردم

·       با توجه به رابطه معصوم(ع) با معصوم ديگر و نحوه ارتباط معصوم(ع) با غيرمعصوم، رفتار مقام ولايت فقيه با مردم به طريق اولي بر اساس اصل اختيار و اصل بصيرت خواهدبود.

·          اصل پنجم

·          اعمال مديريت بر اساس بصيرت نيروها

·          اهداف رفتاري

·          توضيح مطالب زير:

·          مستندات اصل بصيرت

·          تقليد از عوامل سقوط به ورطه حيوانيت

·          الگوهاي اعمال مديريت بر اساس بصيرت نيروها

·          معيار پاسداري از نظام

·          مستندات اصل بصيرت

·          ذات مقدس الهي عين علم است و نسبت به خلايق بصيرت دارد:

·          اِنَّ الله سميعٌ بصيرٌ

·       همانگونه كه خداوند بصير است مخلوقاتش هم بصير هستند و خداوند آنها را با اين ويژگي خلق كردهاست و آنها بر اساس علم و بينايي خداوند را اطاعت ميكنند.

·          كُلُّ قدعَلِمَ صلوَتَهُ وَ تَسبيحَهُ

·          در مورد قرآن ، نيز آمدهاست: قَد جائَكُم بَصائيرِ مِنْ رَبِّكُم

·          محتواي قرآن بصيرت است و آمدهاست تا به مردم بصيرت بدهد و آنان را از جهل و كوري نجات دهد، اين نكته اساس محتواي تمام كتب الهي است.

·          سوره انعام آيه 104

·          قَدْ جاءَكُم بَصائِرُ مِن رَّبَّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَن عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيكُم بِحَفيظ

·       آيات الهي و كتب آسماني كه سبب بصيرت شماست البته از طرف خدا آمد پس هركس بصيرت يافت خود به سعادت رسيد و هركس كور بماند خود در زيان افتاد و من نگهبان شما از عذاب خدا نيستم.

·          تحليل آيه 104 سوره انعام

·          در اين آيه دو مطلب مورد تذكر است:

·          بصيرت در حوزه پذيرش دين

·          بصيرت در حوزه عمل به احكام خدا

·          سوره قصص آيه 43

·          وَ لَقَدْ ءَاتَيْنا مُوسي الْكِتَبَ مِنْ بَعدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْاَولي بَصائِرَ لِنّاسِ وَهُدَي وَ رَحْمَهَ لَّعلَّهُمْ يَتَذَكَّروُنَ

·       وهمانا ما پس از آن كه طوايفي از اُمم گذشته را به كيفر كفر هلاك كرديم به موسي براي بصيرت و رحمت و هدايت خلق، كتاب تورات را عطا كرديم باشد كخ مردم متذكر شوند و راه خداپرستي را پيش گيرند.

·          سوره قصص آيه 43

·          حضرت موسي به فرعون فرمود:

·       فرعون! تو به دو چيز يقين داري: يكي اينكه اين كتاب از جانب خداست و دوم اينكه محتوايش بصيرت و بينايي به مردم ميدهد ولي تو ميخواهي مردم را كوركورانه به دنبال خود بكشاني و به همين خاطر است كه مانع و سدّ راه شدهاي.

·          موارد وضوح بصيرت

·          بصيرت خداوند

·          بصيرت طبيعت

·          بصيرت كتب آسماني

·          بصيرت انسان

·          اساس دين مبتني بر تفكر

·          تقليد

·          تقليد از عوامل سقوط به ورطه حيوانيت است. سوره بقره آيه 171 در اين خصوص ميفرمايد:

·          وَ مَثَلُ الّذينَ كَفَروا كَمَثَلِ الّذي يَنعِقُ بِما لايَسْمَعُ إِلّادُعاءَ وَ نِداءَ صُمُّ بُكْمُ عُمْيُُ فَهُمْ لايَعْقِلونَ

·       و مثل كافران در شنيدن سخن انبياء و درك نكردن معناي آن چون حيواني است كه آوازش كنند از آن آواز معنايي درك نكرده و جز صدايي نشنود، كفار هم از شنيدن و گفتن و ديدن حق كر و گنگ و كورند زيرا عقل خود را كار نميبندند( فكر و تعمق در آيات حق نميكنند)

·          تقليد

·          قرآن روش تقليد را سنت رايج دنياطلبان در جوامع بشري معرفي ميكند:

·          قال أوَلَوجِئتُكم بِاَهدي ممّا وَجَدْتُمْ عَلَيه آباءَكم قالُوا اِنّا بِما ارسِلْتُم بِه كافرون

 

·          نمونههاي اعمال مديريت

·          نمونههاي اعمال مديريت بر اساس بصيرت نيروها در اسلام

·          موسي(ع) و خضر(ع)

·          ابراهيم با اسماعيل(ع)

·          پيامبر(ص) و جنگ بدر

·          امام حسين(ع) در شب عاشورا

·          برخورد اميرمومنان با خوارج

·          معيار پاسداري از نظام

·          پرچم دفاع از انقلاب را نيروهايي كه ويژگيهاي زير راداشتهباشند برميدارند:

·          به مسائل بصيرت داشتهباشند.

·          در برابر عوارضي كه اين بصيرت و آگاهي ميآوردو انسان را به رسالت الهي ميكشاند صبر و تحمل داشته باشد.

·          نه تنها بايد معيارها را بدانند بلكه بر تطبيق معيارها بر مصاديقش هم بايد علم داشتهباشند.

·          معيار پاسداري از نظام

·       مديريت اسلامي بايد نيروهايش را به اين حد از رشد رساندهباشد كه با بصيرت و آگاهي و با اراده خودشان تحت فرمان دربيايند. با يك چنين نيروهايي ميشود از ارزشهاي انقلاب پاسداري كرد.

 

 

 

 

 


WWW.MONSHIZADEH.ORG