راه روشن فردا مديريت کتاب آزمون  پاور پوينت  دروس ترم 

مقاله مديريت
                                  
مقاله
جامعه دانش


مقدمه

چشم انداز 20 ساله نظام كه در فرآيندي قانوني و در عاليترين مراجع تصميم‌گيري ملي بررسي، تصويب و تأييد گرديد، رويكرد الگوي توسعه مبتني بر منابع پايه بودن (وضع موجود) به دانش‌پايه بودن (وضع مطلوب) را تغيير داده است.
اينكه منابع دانش و آگاهي چيستند افراد و دانشمندان و كشورهاي مختلف برداشت‌هاي متنوعي از آن دارند اما بطور كلي فنآوري، چگونگي سازماندهي فنآوري، اطلاعات، آموزش و مهارت را مي‌توان از جمله منابع دانش و آگاهي به حساب آورد.
مروري كوتاه در چگونگي سير جوامع از الگوي توسعه كشاورزي و انقلاب صنعتي اول (پوشاك و نساجي) و انقلاب صنعتي دوم (نفت و پتروشيمي) و دوران فراصنعتي (عصر اطلاعات و ارتباطات) اين نظريه را بوجود آورده كه دستيابي به توسعه يافتگي براي كشورهاي توسعه‌نيافته و يا در حال توسعه الزاماً از طريق مسيري است كه كشورهاي توسعه يافته جهاني طي نموده‌اند.
اين نظريه زماني سازگار و صحيح است كه پارادايم حاكم بر توسعه، ثابت و غيرقابل تغيير باشد. طي چند دهه گذشته سرمايه‌هاي فيزيكي عامل تعيين كننده رشد اقتصادي و توسعه اجتماعي بوده است. در دوره بعد از آن فنآوري نقش بارزي در توسعه و رشد داشته است و هم‌اكنون سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي، سرمايه‌ مشتري و سرمايه ساختاري و سرمايه بازار و كلاً جامعه دانش و مديريت دانش و نظام ملي نوآوري و الگوي نوآوري و روندهاي تنوع پيچيده نهادي و تغيير در مأموريت صنعت، دانشگاه و دولت پايه و اساس عصر دانش و اطلاعات را شكل مي‌دهند در حقيقت مي‌توان اذعان نمود پارادايم حاكم بر توليد به شيوه سنتي و توليد انبوه و توليد ناب به توليد چابك و كلاً چابكي، انعطاف‌پذيري، نمونه‌سازي سريع تغيير يافته است. بنابراين از منظر تغيير پارادايم‌ها اگر به الگوي توسعه بنگريم ممكن است بتوانيم راههاي ميانبري بيابيم.
اين نكته قابل يادآوري است كه زمان تغيير پارادايم‌ها و يا نقطه صفر شروع پارادايم جديد، همه در يك خط و مكان و زمان قرار دارند ولي كساني كه شايستگي‌هاي كليدي دارند و گلوگاه‌ها را ميشناسند يا پيش‌بيني و ارزيابي و آينده‌نگري صحيحي داشته‌اند ميتوانند گوي سبقت و رقابت را بربايند.
از اين منظر است كه الگوي دانش‌پايه در چشم‌انداز مورد توجه قرار گرفته است و اميد است كه دانشمندان و صاحبان علم و انديشه و دانشگاهيان و دانشجويان و افراد فرهيخته و هوشمند جامعه ايراني-اسلامي ابعاد اين الگو را بيش از پيش براي جامعه تبيين نمايند تا سياستگذاران و برنامه‌ريزان و كارشناسان در بخش‌هاي مختلف نسبت به خط ‌مشي‌هاي اجرائي كنوني بازنگري نموده و بر اساس پارادايم‌ دانش‌پايه در راستاي توسعه اولويت برنامه‌هاي اجرائي را تعيين نمايند.
بر همين اساس كميسيون زيربنايي و توليدي و امور خاص مجمع تشخيص مصلحت نظام كه مسئوليت تنظيم الزامات تحقق چشم‌انداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران را بعهده دارد. در تلاش است تا منابع و مقالات و مراجع و گزارشات مفيد در سطح ملي و بين‌المللي را شناسايي و در اختيار علاقه‌مندان قرار دهد كه در اين راستا گروه تأليف و ترجمه كميسيون مذكور كه از افراد تحصيل كرده، جوان و فرهيخته تشكيل شده است و خوشبختانه در رشته‌هاي مختلف سياسي،اجتماعي، اقتصادي، فني و مهندسي و علم و تكنولوژي داراي سطوح عالي مدارج تحصيلي و تجارب اجرائي هستند، با همت و پشتكار كوششي جمعي را آغاز نموده‌اند تا اين مهم را محقق سازند
مقاله پيوست ترجمه فصلي از كتاب راهنماي آينده‌نگري در جامعه دانش تحت عنوان معرفي جامعه دانش مي‌باشد كه توسط دو مؤسسه
PREST و FFRC تهيه شده براي بنياد اروپايي بهبود وضعيت كار و زندگي مي‌باشد كه توسط گروه فوق ترجمه و ارائه گرديده است.

 
«جامعة دانش»، واژه‌اي است كه در تلاش براي شناسايي برخي پيشرفت‌هاي عمده در جوامع صنعتي در اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم مطرح شده است. برخي از مفسران بنابر دلايل مختلف، از اين واژه‌ها ناخرسند برخي از آنها معتقدند كه اين واژه‌ها بر انقلابي بودن تغييرات فعلي دلالت دارند، حال آنكه (تغييرات مذكور) بايد بعنوان مسيرهاي متحول كننده قلمداد شوند. برخي از مفسران بحث مي‌كنند كه چون تمامي اين جوامع انساني بر دانش و اطلاعات متكي هستند، اين واژه‌ها تلويحاً از قابليت‌هاي جوامع اوليه كاسته و اقسام دانش و اطلاعاتي را بها مي‌دهند كه براي جوامع ما در اولويت قرار دارند. اين انتقادها داراي تأثيراتي بوده، اما پيشنهادي مفيد براي بحث كردن درباره جامعة دانش (KS) اين است كه آن جامعه شامل تقسيماتي از چندين مسير مرتبط با هم باشد، اين مسيرها بدين قرار مي‌باشند:
1) پيشرفت جوامع اطلاعاتي بر اساس انتشار و استفاده وسيع از تكنولوژي‌هاي جديد اطلاعاتي (
IT) كه قابليت‌هاي بي‌سابقه‌اي را در «كسب»، پردازش ذخيره‌سازي و ابلاغ داده‌ها و اطلاعت فراهم نموده است.
2)  كلي‌تر از مورد فنآوري اطلاعات، افزايش اهميت نوآوري (خصوصاً از نظر تكنولوژيكي و همچنين سازماني) بعنوان يك جزء در رقابت‌پذيري ملي و شركتي و در استراتژي‌هايي كه براي افزايش كارايي و اثر‌بخشي انواع سازمانها [اتخاذ مي‌گردد].
3)  توسعه و پيشرفت اقتصادهاي خدماتي كه در آنها، بدنة فعاليت اقتصادي، اشتغال و بازده و ستانده در بخش‌هاي خدماتي اقتصاد مذكور اتفاق مي‌افتد (روي مي‌دهد) كه در آن «خدمات» يك اصل مهم مديريت در سازمانهاي متعلق به تمامي بخش‌هاست و در جايي كه خدمات تخصصي (به ويژه خدمات تجاري كاملاً پيشرفته است) داده‌ها، ورودي‌هاي مهمي را براي سازمانهاي مختلف در تمامي بخش‌ها در مقياسي روز‌افزون فراهم مي‌كنند.
4)  مديريت دانش به عنوان موضوعي ويژه در حال ظهور مي‌باشد بطوريكه سازمانها در پي بكاربردن تكنيك‌هاي رسمي و سيستم‌هاي اطلاعاتي جديد مي‌باشند تا آنها را در استفاده مؤثرتر از منابع داده‌هايشان(براي مثال
data mining)، دارايي‌هاي اطلاعاتي (براي مثال سيستم‌هاي منابع بنگاه Enterprise Resource Systems)  و متخصصين (براي مثال سيستم‌هاي توسعه منابع انساني، كارهاي گروهي groupware و مشترك) ياري دهد.
5) ساير پيشرفت‌هاي مهم مرتبط با نكات بالا از قبيل، جهاني شدن، تحولات در ساختارهاي جمعيتي و رسومات فرهنگي و امور زيست محيطي.

بحث‌هاي بسيار زيادي در مورد ماهيت اين تقسيمات و روابط دروني بين عناصر مختلف آنها وجود دارد. موضوعات پيچيده مي‌باشند و اين بحث‌ها، پاره‌اي مسائل ويژه را براي آينده‌نگري در اين حوزه ايجاد مي‌كنند كه پرداختن به آنها بسيار مفيد خواهد بود.
بسياري از روندهاي جامعة دانش، بوضوح رشد منابع اطلاعاتي را در جهان مدرن نشان مي‌دهند و اين اطلاعات در مقياسي روز افزون ايجاد شده و وسيعتر از گذشته توزيع مي‌شود. رشد دانش بوسيله تلاش تحقيقاتي، بوسيلة مستند‌سازي دستاوردهاي تحقيق در ايجاد فهم بيشتري از طريق خروجي‌هاي تدوين (كد‌بندي) شده، و از طريق جمع كثيري از افراد كه آموزش‌هاي پيشرفته را دريافت و صلاحيت‌هاي علمي و حرفه‌اي كسب نموده‌اند، ارائه مي‌شود. منتقدان فرهنگي چنين بحث مي‌كنند كه توليد حجم‌هاي پيوسته در حال توسعه از اطلاعات بدين مفهوم نيست كه ما در يك جامعة آگاه‌تر زندگي مي‌كنيم ـ‌ اين ادعا مي‌گويد كه امكان دارد ما از سربار اطلاعات آسيب ببينيم زيرا در اين حالت سخت‌تر مي‌توانيم اطلاعات باارزش را بيابيم و چيزهاي بي‌ارزش ولي منحرف كننده، باعث شوند كه ما از اطلاعات بسيار مهم‌تر منحرف شويم.  برخي اين بحث را مطرح مي‌كنند كه تعداد زيادي از متخصصان حائز شرايط در تقسيم‌بندي با سطوح از دانش مشاركت مي‌كنند، بطوريكه تخصص بيشتري بر موضوعات ضعيف‌تر متمركز مي‌باشند و در حد ضعيفي به موضوعات وسيع‌تر مربوط مي‌شود. در واقع امكان دارد جوامع دانش مختلف نيازمند اين باشند كه بوسيلة الگوهاي متفاوتي از فعاليت‌ رسانه‌ها، عقيدة عمومي آگاهانه، متخصصان مسئوليت‌پذير اجتماعي و قابليت‌هاي كل‌گرايانه متمايز گردند.
اين گفتمان‌ها در بحث‌هايي در مورد هدف و كاركرد سيستم‌هاي آموزشي، رسانه‌هاي گروهي و حاكميت آزادي اطلاعات و مواردي از اين دست انعكاس مي‌يابند.
موضوعات مختلفي به مديريت دانش ارتباط مي‌يابد، كه به عنوان موضوعي خاص در زمينه‌ جامعة دانش مطرح شده است. مديريت دانش براي سازمانها در قالب تلاش براي اعمال تكنيك‌هاي رسمي و سيستم‌هاي اطلاعاتي جديد براي كمك به آن سازمان‌ها به منظور استفاده موثر‌تر از منابع داده‌ها‌يشان، سرمايه‌هاي اطلاعاتي (نظير سيستم‌هاي منابع بنگاه) و تخصصي (سيستم‌هاي مشاركتي و گروهي)، نمود مي‌يابد. يادگيري سازماني با تاكيد بر منابع انساني و سرمايه‌هاي معنوي به چيزي بيش از يك قضيه اصلي تبديل شده است و همراه با ابزار مديريتي براي كمك به انتخاب موثر و بهبود سيستم‌ها توسعه يافته است.

ارتباط جامعه دانش با جامعه اطلاعاتي

 جامعه اطلاعاتي يكي از اجزاء جامعه دانش مي‌باشد –زيرا اطلاعات يكي از اجزاء‌ دانش مي‌باشد (گاهي اوقات به عنوان اطلاعات سازماندهي شده و گاهي اوقات به عنوان توانايي براي بهره‌برداري مؤثر از اطلاعات تعريف مي‌گردد). سوال پيش‌مي‌آيد كه وجه تمايز عصر حاضر چه مي‌باشد. جوامع بشري به اندازه تمام تاريخ خود انواع مختلف دانش را انباشته و كاربردي كرده‌اند لذا آنها گستره وسيعي از اطلاعات را توليد و فرآوري مي‌نمايند در اين رابطه تحليل‌ها و بحث‌هاي گوناگوني ارائه شده است و همه آنها اين اصل را تصديق مي‌نمايند كه جهان صنعتي در حال حركت بسوي جامعه اطلاعاتي و يا يك رشته جوامع اطلاعاتي متفاوت مي‌باشد.
پاره‌اي از مفسرين توجه خود را بسوي تحولات اجتماعي-اقتصادي معطوف نموده‌اند كه پردازش اطلاعات را تبديل به يك فعاليت فوق‌العاده چشمگير و مهم مي‌كند. بنابراين رشد آماري متخصصين در فعاليت‌هاي اطلاعاتي مي‌تواند در نيروي كار مشهود باشد. چنين مشاغل پردازش نمادي   در اغلب جوامع صنعتي تثبيت شده و همراه با آن كاركنان دفتري در تمام بخش‌ها از قبيل بخش‌هاي تخصصي شده اطلاعات همچون رسانه‌ها، پست، و مخابرات اهميت يافته‌اند. از روي ديگر رويكردهايي در حال پيدايش مي‌باشند كه تحولات تكنيكي-اجتماعي مرتبط با فن‌آوري اطلاعات
IT را تحت فشار براي حركت روبه جلو قرار داده و در نتيجه قدرت پردازش اطلاعات افزايش و هزينه‌هاي آن كاهش خواهد يافت. اين ظرفيت‌هاي جديد مي‌تواند بر اغلب امور اعمال گردد و لذا جامعه اطلاعاتي صرفاً دربرگيرنده كارهاي تخصصي‌شده اطلاعاتي نمي‌باشد.
در اين ديدگاه اخير، پيشرفت و توسعه جوامع اطلاعات متكي بر  اشاعه و بكارگيري
IT در مقياس وسيع مي‌باشد كه اين امر ظرفيت‌هاي بي‌نظيري را در كسب، پردازش، ذخيره و تبادل داده و اطلاعات امكان‌پذير مي‌نمايد. IT يك پديده نسبتاً ناپيوسته‌ مي‌باشد. جامعه اطلاعاتي كه در اينجا مورد توجه قرار گرفته يك نقطه عطف تاريخي همچون دوره بخار و انرژي الكتريسيته بوده و مي‌توان پيدايش آن را به اواخر دهه 1970 نسبت داد. علي‌رغم اين، جامعه اطلاعاتي در حال حاضر بطور غيريقين فازهاي متمايزي را گذرانده است. براي مثال كامپيوترها در گذشته بزرگ و دور از دسترس بودند و تنها براي كاربردهاي حسابگري مقياس بالا مورد استفاده قرار مي‌گرفتند، اما در حال حاضر آنها فراگير و بر اساس كامپيوترهاي شخصي خوداتكا پايه‌گذاري شده‌اند(همچنين كامپيوترها حتي در ماشين‌آلاتي همچون ماشين‌ابزارها و روبات‌هاي صنعتي ظهور يافته‌اند). در فاز فعلي، گسترش ظرفيت‌هاي IT حتي وسعت بيشتري يافته است- به مواردي از محيط كار و تجهيزات ملي تسري يافته است- و از اينرو شبكه‌بندي اهميت مي‌يابد. در حال حاضر‌ پيش‌بيني مي‌شود طرحهاي آتي شامل مباحثي همچون پردازش جامع يا «هوش محيطي» ‌باشد.
چون جوامع صنعتي (يا كشورهاي مرفه) در سراسر جهان، حالات و ساختارهاي متفاوتي همراه با آرايش‌هاي فرهنگي و سياسي بسيار مختلفي اتخاذ نموده‌اند، لذا اين احتمال وجود دارد كه دامنة وسيعي از جوامع اطلاعاتي وجود داشته باشد. تكنولوژي‌ اطلاعات امكان ارتباط جهاني را ميسر مي‌كند و اين ارتباط جهاني به نوبة خود به جوامع ذينفع و خرده فرهنگ‌ها امكان مي‌دهد تا بدون در نظر گرفتن مرزهاي ملي، شكل گيرند. گسترش موسسات در بازارهاي جهاني و مهاجرت نيروي كار (و دانشجويان) را نيز به اين مطلب مي‌توان اضافه نمود.
عناصر فرهنگ‌هاي مختلف در سراسر جهان در مقياسي بي‌سابقه دگرگون مي‌شوند ـ و در اين ميان برخي عناصر مورد توجه و حمايت قرار مي‌گيرند. جوامع اطلاعاتي مي‌توانند از لحاظ دروني متجانس باشند و بسياري از خرده فرهنگ‌ها را به اشتراك بگذارند و بديگران عرضه دارند و ضمن آن بتوانند عناصر متمايز زيادي را دارا باشند.
بنابراين جامعه دانش (
KS)، براي زيربناي خود به جامعة اطلاعاتي وابسته است. هر چند، برخي جوامع اطلاعاتي بجاي استفاده از تكنولوژي اطلاعات جهت آگاه‌تر كردن توده مردم، ايجاد دموكراسي فعال‌تر، محيط تجاري خلاق‌تر صرفاً به استفاده از اين تكنولوژي‌ها براي توزيع محصولات سرگرم كنند يا حتي جهت ورود به اصلاحات سياسي بسنده مي‌كنند، يك جامعة اطلاعاتي يك شرط لازم اما نه كافي براي يك جامعة دانش است و نيازمند به چيزي فراتر از پياده‌سازي فعال‌ تكنولوژي‌هاي جديد مي‌باشد.

ويژگي نوآوري فنآوري در جامعه دانش

 فنآوري اطلاعات يك فنآوري انقلابي است كه به همه نوع فعاليت اقتصادي ارتباط مي‌يابد. چون تمامي فعاليت‌هاي انساني درگير در پردازش اطلاعات مي‌باشند. تحت بسياري از شرايط، پردازش اطلاعات با استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد بهبود مي‌يابد، با اين وجود گاهي اوقات تكنولوژي تبديل به وسيله‌اي براي  برقراري ارتباط بين افراد نيز مي‌شود.
در قرن بيست و يكم ساير تكنولوژي‌هاي داراي حيطه فوق‌العاده وسيع، در دسترس قرار خواهند گرفت. از اين گذشته جوامع بسيار پيچيده تقاضاهاي صنعتي و اجتماعي را براي محصولات و فرآيندهاي جديد ايجاد خواهند نمود. بنابراين كالاهاي مصرفي امروزي مي‌توانند قابليت فني را نيز در خود جاي دهند، كه اين قابليت‌ها در چند دهة قبل مخصوص معدود موسسات ثروتمند و مؤسسات مشهور بوده است و گاهي آنها حتي در آزمايشگاههاي تحقيقاتي نيز در دسترس نبودند.
اين پيشرفت‌ها همراه با نوآوري كه داراي اهميت فزاينده‌اي مي‌باشد، به عنوان عنصري در رقابت‌پذيري سطح ملي و بنگاه عجين شده است. بكارگير فرآيندهاي جديد بنگاهها (يا سازمانهاي بخش دولتي) را قادر مي‌سازد كه با كيفيت بالاتر و هزينه‌ پائين‌تر انجام وظيفه نمايند. توسعه محصولات جديد اين امكان را فراهم مي‌كند كه اين محصولات بازار بيشتري را بدست آورند (و يا به عبارت ديگر نيازهاي بيشتري را از اجتماع تأمين نمايند).
به نظر مي‌رسد كه وجه تمايز بين سيستم‌ها، حوزه‌ها و بنگاههاي موفق و ناموفق در ظرفيت نوآوري باشد. به نظر مي‌رسد كه جامعه دانش باعث برجسته و پيشتاز شدن ظرفيت نوآوري مي‌شود. هم چنين بنظر مي‌رسد كه نوآوري فراتر از آن محتوايي باشد كه قادر به ايجاد دانش فني مي‌شود. از آنجايي كه موفقيت‌آميز بودن نوآوري نيازمند آن است كه محصولات و فرآيندهاي جديد، مناسب شرايط جامعه باشد، از اينرو ظرفيت آن معطوف به شناسايي روندهاي بازار و اجتماع و فرصت‌هايي مي‌شود كه اينها براي دانش و تركيب جديدي از دانش‌ها برقرار كرده‌اند. علاوه بر اين اعضاء جمعيت موجود در جامعه دانش، ملزم به خوب مطلع شدن و پيگيري براي تطبيق ديدگاههايشان با مشتريان هستند، استفاده كنندگان نوآوريها يا شهروندان از پيامدهاي قومي، اجتماعي و زيست‌محيطي تحولات تكنولوژيكي ذينفع هستند.
بسياري از مفسران بر نقش دانش، علم و تكنولوژي
S&T در نوآوري در جامعه دانش پافشاري مي‌كنند. ظاهراً ارزش چنين دانشي در حال افزايش مي‌باشد ولي از طرفي هم پيچيدگي نوآوريها در حوزه‌هايي كه آنها بر روي بخش‌هاي گوناگون دانش ترسيم مي‌نمايند نيز در حال افزايش مي‌باشد. اين پيچيده شدن، داراي تبعاتي در طيف‌هاي گسترده مي‌باشد. از جمله اينكه شركت‌ها مجبور به همكاري با يكديگر براي كسب دانش مي‌باشند؛ ارتباط ميان رشته‌اي اهميت بيشتري مي‌يابد؛ اين يكي دلايل اين مسئله است كه جامعه دانش به عنوان روشي براي شناسايي محل در هم آميختن كالبدهاي مختلف دانش، حرفه‌هاي مختلف، مقررات و سهامداران، نيازمند آينده‌نگري مي‌باشد.

نوآوري‌هاي غيرفن‌آوري

علم و فناوري تنها مبناي نوآوري نيست. دانش نسبت به بازارها و نيازمندي‌هاي مشتري بسيار حائز اهميت مي‌باشد، همچنين لازم است نوآوران پيرامون مقررات دسترسي به منابع مالي، تغيير سازماني و بسياري از موضوعات ديگر آگاهي و اطلاع داشته باشند. برخي نوآوران در خصوص درك محتواي نوآوري اجتماعي، سرمايه‌گذاري زيادي بر روي استفاده از آينده‌نگري و روش‌هاي آينده به عنوان يكي از ابزارهاي انجام كار همراه با تحقيق بيشتر بازار رسمي نموده‌اند.
برخي نوآوري‌ها شامل علم و تكنولوژي نبوده و شامل انجام كارهاي جديدي مي‌شوند كه دربرگيرنده عناصر سازماني يا اجتماعي يا فرهنگي و زيبايي شناختي مي‌شود. از جمله مي‌توان به طرح‌هاي زيبايي‌شناسي در لباس يا روشهاي جديد موسيقي، سبك‌هاي جديد تعليم و تدريس يا سبك‌هاي جديد مراوده اطلاعات پزشكي، انواع جديد فعاليت‌هاي اوقات فراغت نظير پارك‌هاي تفريحي در مورد موضوع خاص يا اكو‌توريسم، فرم‌هاي جديد سازماني مانند
Ombudsman يا كنفرانس‌هاي اجماع عمومي، اشاره نمود. اين مطالب داراي مفاهيم قابل ملاحظه‌اي براي آينده‌نگري در جامعة دانش مي‌باشند.
نوآوري در امور اجتماعي اغلب ناشي از دانش بدست آمده از طريق تجربه عملي است تا تحقيقي كه بطور متعارف ادراك شده باشد. يكي از بازتاب‌هاي روندهاي جامعه دانش اين است كه هدف بسياري از سازمانها سيستماتيك‌تر شدن در مسير توسعه و پيشرفت و ارزيابي خط مشي‌ها مي‌باشد. -آنها در پي تبديل شدن به سازمانهاي يادگيرنده مي‌باشند و از مكانيزم‌‌هاي مستند در طراحي و پياده‌سازي خط مشي استفاده مي‌كنند. روش‌هايي نظير مطالعات ارزيابي براي تعيين اين مطلب بكار مي‌رود كه چه چيزي جوابگو بوده و چه چيزي جوابگو نيست و چگونه سياستگذاري‌هاي بهتر بر اهدافشان منطبق مي‌شوند. چنين روشهايي نيز توسط برخي مؤسسات بزرگ و سازمانهاي داوطلب بكار مي‌رود. مشاوراني بكار گرفته مي‌شوند تا خدماتي نظير تعيين «معيار و استاندارد‌سازي»  ، و ايجاد آگاهي در مورد مقايسه چگونگي عملكرد يك سازمان در مقايسه با ساير سازمانهاي مشابه در هر جاي ديگر را تأمين كنند. چنين روشهايي ممكن است نوآوري‌هاي سياستگذاري يا حتي تغييرات صعودي در خط مشي‌ها و مديريت آنها را ارائه دهند.
هر چند، بسياري از سازمانها از اين روشها استفاده اندكي مي‌كنند، خصوصاً در جائيكه منشاء نوآوري مردم عادي باشند، تنها بطور سطحي در رابطه با تحقيق متداول صورت مي‌گيرد. اگر چه در يك جامعة دانش، دانش نوآوري اجتماعي مي‌تواند از طريق شبكه‌هاي اطلاعاتي منتشر شود كه بطور مؤثر در سراسر جهان فعال مي‌باشند. حيطة وسيع‌تري براي جامعة تحقيقاتي وجود دارد تا نوآوري اجتماعي، جامعة اطلاعاتي را درك كرده و در آن مشاركت داشته باشد.

توسعه اقتصاد خدمات در جامعة دانش

توسعة اقتصادهاي خدماتي يك رويكرد دير‌پا در جوامع صنعتي تلقي مي‌شود. در بيشتر جوامع غربي، بخش اعظم اشتغال در بخش خدمات متمركز شده (و خدمات بازار در آن). در حال حاضر خدمات، منابع عمدة بازده اقتصادي است. براي برخي مفسران سيطره بخشها و موسسات خدماتي براي تضمين واژة «اقتصاد خدماتي» كافيست. سايرين تأكيد مي‌كنند كه در تمامي بخش‌ها، «خدمات» يك اصل مهم مديريتي بوده و داراي ارزش افزوده روزافزون نه صرفاً از فرآيند توليد بلكه با تركيبي از عناصر طراحي، بازار‌يابي، و غيره مي‌باشد. برخي موسسات توليد‌كنندة سابق در واقع خدمات را در حد وسيعي مي‌فروشند ـ موسسات كامپيوتر خدمات انسجام سيستم‌ها و نرم افزار را به فروش مي‌رسانند. موسسات موتور هوايي، موتور‌هايشان را اجاره مي‌دهند و در واقع بجاي سخت‌افزار، عملكرد را مي‌فروشند.
در جامعه دانش سهم دانش در توليدات در حال رشد مي‌باشد. در بنگاههاي توليدي (و ساير شركت‌ها) بخش رو به رشدي از كاركنان بجاي توليد فيزيكي عمدتاً عمليات‌ خدماتي انجام مي‌دهند. آنها همچنين منابع خود را صرف كسب وروديها از خدمات تجاري مي‌كنند يعني درست نقطه مقابل مواد خام؛ اين موضوع، عنصر مهم ديگري از جنبه «اقتصاد خدماتيِ» جامعه دانش مي‌باشد. خدمات تخصصي (خصوصاً خدمات تجاري با دانش بالا) داده‌هاي مهمي را براي سازمانهايي در تمامي بخش‌ها در مقياسي وسيع فراهم مي‌كنند. حتي فعاليت‌هايي مانند تحقيق و توسعه اغلب به صورت خدمات تخصصي ارائه مي‌شوند، كه در كمك به سازمانها در شبيه‌سازي تكنولوژي‌هاي جديد (و براي تطبيق با مقررات متغير، مثلاً در مورد زيست محيطي) مهم هستند. قطعاً روشي در فلسفه مديريت در جهت نيل به مؤسسات «پرشتاب تر» و «ناب‌ تر» وجود داشته كه وظايف بيشتري را به خدمات به پيمانكاران فرعي ديگر اختصاص مي‌دهد. اما بخشي از اين خدمات تخصصي تقاضاها از موسسات براي دستيابي به اشكال جديدي از دانش تخصصي را بازتاب مي‌دهند ـ نرم افزار، مخابرات، بحث‌هاي زيست محيطي ـ كه آنها قابليت داخلي كافي براي تبحر يافتن در اين موضوعات را ندارند.
بنابراين خدمات اقتصادي درگير تحول در روابط ميان مؤسسة تجاري و مصرف كنندگان (تأكيد بيشتر بر روابط مشتري، و تغييراتي در تقاضا به سوي محصولات تفريحي‌تر و تجربي‌تر) مي‌شود، الزامات رشد، براي دانش تخصصي (و لذا كاركنان دانشي متخصص) مي‌باشد، و اين مطلب بدين مفهوم است كه تغييرات در ماهيت كار (افزايش كار حرفه‌اي و كار ساده، تعامل بين فردي بيشتر)، و تغييرات در سبك زندگي (مثلاً جايگزيني خدمات سنتي نظير لباسشويي‌ها با سلف سرويس‌هاي جديدي مثل استفاده از ماشين لباسشويي) صورت مي‌گيرد.

 ساير جنبه‌هاي تحولات اجتماعي در جامعه دانش
بسياري ديگر از پيشرفت‌هاي مهم وجود دارد كه شايد به نكات فوق مربوط باشد. بعنوان مثال جهاني شدن اقتصادها بوسيله فنآوري اطلاعات تسهيل شده و همين جهاني شدن به نوبه خود مشوق رقابت بر مبناي نوآوري شده، تقاضا براي فهم بهتر فرهنگ‌هاي متنوع و سيستم‌‌هاي قانوني را ارتقا داده و مسيرهاي جديد يادگيري از تجربه ساير سازمان‌ها و كشورها را امكان‌پذير مي‌نمايد.
چندين قسم از تغييرات مختلف اجتماعي نيز به ظهور جامعه دانش
KS ارتباط مي‌يابد. جمعيت‌شناسي يك موضوع بسيار مهم و امروزي مي‌باشد، و سالمند شدن جمعيت‌ جوامع غربي داراي پيامدهاي جدي درمورد آموزش، زندگي كاري، الگوهاي بهداشت و سلامتي و الگوهاي عمومي مصرف مي‌باشد. يكي از موضوعات عمده در آيندة نزديك به اين امر مربوط مي‌شود كه علي‌رغمِ محدوديت‌هاي اجتماعي و حسِ ترس از بيگانه، مهاجرت بعنوان راه‌حلي براي مواجه با تنش‌هاي ناشي از عدم تعادل جمعيتي و چگونگي ارتباط تنوع و قدرت با حركت و جنبش جمعيتي  از برخي نقاط مورد توجه واقع گردد.
ساير تحولات اجتماعي مهم، در ارتباط با نگرش‌هاي اجتماعي و رويه‌هاي فرهنگي مي‌باشند. يك سري از روندها مربوط به جامعه دانش
KS دربرگيرنده پست مدرنيسم است كه نه فقط پيشرفت و رشد در عرصه‌هاي هنر و معماري را تحت پوشش قرارداده، بلكه براي اشاره به تقسيم‌بندي خرده فرهنگ‌ها و گفتمان‌ها و خصوصاً انتقاد از بينش درك شده در علم و تكنولوژي (همچنين در جهان زيبايي‌شناسي) بكار مي‌رود.
پيدايش جامعة ريسك‌پذير  بطور بحث برانگيزي به اين رويكردهاي پست مدرن مربوط مي‌شود. مردم بيشتر مايلند تا رويدادهاي منفي را به سمت و سوي عامل انساني سوق دهند تا اينكه اين رويدادها را بعنوان كارهاي خداوند يا طبيعت قلمداد نمائيد: اين مطلب رويكردهاي مردمي را زمينه‌ساز موضوعات زيست محيطي و تكنولوژيكي قرار داده است و همچنين روند دادخواهي و يك "فرهنگ مقصر‌يابي" را تسهيل مي‌نمايد. چنين پيشرفت‌هايي در مركز تحليل فعلي نخواهد بود، اما ما خواهيم ديد كه آنها موضوعاتي هستند كه فعاليت‌هاي آينده‌نگري جامعه دانش
KS مي‌توانند مورد توجه قرار دهند.
سرانجام نكته مشابه‌اي را مي‌توان راجع به شرايط محيطي مطرح كرد. به طور اخص يك ابهام قابل ملاحظه‌اي راجع به ميزان و تأثيرات انساني بر شرايط اقليمي وجود دارد عقيدة علمي از تغيير قابل ملاحظه‌ حمايت كرده و نشان مي‌دهد كه تطبيق‌هاي عمده اجتماعي در آينده لازم است. تحقيقات زيادي بوده كه دور‌نماهاي تغيير زيست محيطي دراز مدت را بررسي كرده و چندين تحقيق سعي داشته‌اند تا بطور سيستماتيك به ابعاد اجتماعي آن بپردازند.

سنجش پيشرفت‌هاي جامعه دانش

توجه زيادي به سنجش پيشرفت‌هاي جامعة اطلاعاتي مبذول شده است. تلاش‌هاي بسيار زيادي براي ايجاد آمار جديد و سيستم‌ شاخص‌ها جهت سنجش انتشار فنآوري اطلاعات جديد در تجارت و جامعه و بررسي سطوح استفاده و حتي روش‌‌هاي استفاده (مثلاً روش‌هاي كمابيش فعال جهت پياده‌سازي تجارت الكتروني) وجود داشته است. اين تلاش‌ها در دست انجام بوده و مطالب ذي‌قيمتي را فراهم كرده كه با آنها، مي‌توان كشورها و مناطق مختلف و حتي گروههاي اجتماعي و بخشهاي صنعتي را مقايسه نمود. همچنين تلاشهاي زيادي براي سنجش «فعاليت‌هاي اطلاعاتي»،‌از سر‌شماريهاي سادة مشاغل اطلاعاتي تا طرحهاي پيچيده‌تر از صنايع اطلاعاتي وجود داشته است.
ويژگيهاي ديگر جامعه دانش
KS نيز حجم زيادي از توجه را جلب خود كرده است. از برخي جنبه‌ها، آنها نسبت به ارزيابي پيشرفت‌هاي مرتبط با تكنولوژي‌‌هاي جديد، كمتر چالش ايجاد مي‌كنند، زيرا آمارهاي رسمي هميشه عقب‌تر از نوآوري‌ها بوده، و احتمالاً آمارها بيشتر شامل هزينه‌‌ها و انتشار ساده مي‌شوند تا الگوهاي كاربردي واقعي. با اين حال، پيشرفت‌‌هاي در برگيرنده فعاليت‌هاي خدماتي، در مقايسه با پيشرفت‌هايي در زمينة فرآيندهاي توليد و صنعت توليدي، مورد غفلت قرار گرفته‌اند. چه ما به بخش اقتصادي و چه به حرفه‌ها علاقه‌مند باشيم سطح جزئيات در دسترس در مورد خدمات نسبت به توليد، بسيار محدودتر است. برخلاف تلاش عظيم جهت بهبود مبناي آماري، بخش اعظمِ جالبترين فعاليت در خدمات در «بخش طبقه‌بندي نشده در هيچ‌كجا»، و طبقه‌بندي‌هاي مشابه قرار مي‌گيرد.
اگر ما به گزارشهاي كلي پيرامون «اقتصاد دانش»  بنگريم،, مي‌توانيم ببينيم كه اين گزارشات شاخص‌هاي بيشماري را مطرح مي‌كنند. آنها معمولاً بعنوان گواه ما براي ظهور جامعه دانش
KS و گاهي جهت مقاصد استاندارد سازي بين‌المللي معرفي مي‌شوند.