راه روشن فردا مديريت کتاب آزمون  پاور پوينت  دروس ترم 

 کار های دانشجويي
                                  
خلاصه مباحث كلاس
مديريت رفتار سازماني


 
 خلاصه مباحث كلاس مديريت رفتار سازماني (3)

تنظيم: جواد علائي

يادگيري

 يادگيري يك تغيير نسبتاً پايدار در رفتار است كه حاصل و نتيجه يك تجربه است.

 اين تعريف بيانگر اين مطلب است كه:

 - هيچ گاه نمي‏توان كسي را ديد كه در حال يادگيري است بلكه تغييرات حاصل از يادگيري قابل مشاهده و سنجش است.

 - يادگيري مستلزم تغيير است.

 - اين تغيير بايد نسبتاً دائمي باشد.

 - در اين تعريف ما با رفتار سر و كار داريم به عبارتي يادگيري در جايي صورت مي‏گيرد كه عمل و كنش تغيير كند لذا تغيير در فرايند فكري يا نگرش فرد اگر با تغيير در رفتار همراه نباشد يادگيري نخواهد بود.

 - يادگيري نوعي تجربه است به صورتي كه مي‏توان اين تجربه را به طور مستقيم از طريق مشاهده يا تمرين كسب كرد يا آن را از طريق تجربه‏هاي غير مستقيم بدست آورد (مانند مطالبي كه از طريق خواندن كسب مي‏شود).

 

نظريه‏هاي يادگيري:

 1 - شرطي سازي كلاسيك:

 اين نظريه به وسيله يك روان شناس روس به نام ايوان پاولوف ارائه شد. اين تئوري به سبب تجربه‏هايي بود كه اين روان شناس به سگها ياد داد. بدين ترتيب كه در واكنش به صداي يك رنگ، بزاق آنها ترشح مي‏شد.

  اين پزشك روان‏شناس با عمل جراحي ساده‏اي كه بر روي يك سگ انجام داد توانست به صورت دقيق مقدار بزاق ترشح شده سگ را اندازه‏گيري كند. هنگامي كه اين روان‏شناس يك تكه گوشت به سگ مي‏داد بزاق ترشح شده از دهان سگ به شدت افزايش پيدا مي‏كرد. سپس پاولوف بدون اينكه به آن سگ بدهد تنها صداي زنگ را به صدا درآورد. دهان آن سگ اصلاً بزاقي ترشح نكرد پس از آن پاولوف درصدد بر آمد تا بين گوشت و صداي زنگ رابطه برقرار كند او آزمايش خود را به اين صورت ادامه داد كه در هر مرتبه پيش از دادن غذا به سگ چندين بار زنگ را به صدا در آورد و سگ با شنيدن صداي زنگ بزاق ترشح مي‏كرد. پس از مدتي بزاق دهان سگ تنها با شنيدن صداي زنگ ترشح مي‏شد بدون آنكه هيچ غذايي به سگ داده شود. در واقع اين سگ ياد گرفته بود كه واكنش نشان دهد. يعني در برابر صداي زنگ بزاق ترشح كند. در اين آزمايش تكه گوشت يك محرك غير شرطي است كه به صورت يكنواخت باعث مي‏شد سگ به روش ويژه‏اي واكنش نشان دهد. واكنشي كه در برابر رخداد محرك غير شرطي نشان داده مي‏شود را پاسخ غير شرطي مي‏نامند. صداي زنگ يك محركي شرطي است؛ اين محرك مي‏توانست در نهايت (هرگاه كه به تنهايي ايجاد شود) يك پاسخ در پي داشته باشد؛ اين پاسخ را كه به محرك شرطي داده مي‏شود پاسخ شرطي مي‏نامند (تشرح بزاق سگ پس از شنيدن صداي زنگ).

 

 در اين آزمايش، غذا: محرك غير شرطي است    و    ترشح بزاق پاسخ غير شرطي

    صداي زنگ: محرك شرطي    و    پاسخي كه داده مي‏شود پاسخ شرطي ناميده مي‏شود.

 

 در يك محيط سازماني نيز مي‏توان شاهد الگوي رفتاري مبتني بر شرطي‏سازي كلاسيك بود؛ به طور مثال در يك كارخانه توليدي اين آزمايش انجام شد: هرگاه رئيس هيأت مديره شركت قصد بازديد از آن واحد را داشت مسوول واحد دستور مي‏داد كه بخش اداري، كارگاه و شيشه درها و پنجره‏ها به طور كامل تميز شود. براي چند سال اين كار ادامه يافت سرانجام هرگاه پنجره‏ها تميز مي‏شد (حتي اگر اين نوع نظافت به بازديد مقامات عالي سازمان هم مربوط نبود) كارگران تغيير رفتار مي‏دادند و سعي مي‏كردند كه بهترين نوع رفتار را داشته باشند كارگران ياد گرفته بودند كه تميزي پنجره‏ها به معني بازديد مقامات ارشد سازمان است.

 شرطي شدن عامل (نظريه اسكينر)

 در الگوي رفتاري مبتني بر شرطي شدن عامل چنين استدلال مي‏شود كه رفتار، تابع پيامدهايش است. افراد ياد مي‏گيرند براي بدست آوردن خواسته‏ها و دوري از آنچه كه نمي‏خواهند، چگونه رفتار كنند. رفتار عامل (يا رفتاري كه بر حسب تاثيرش در محيط شناخته مي‏شود) به معني رفتار اختياري است و اين همان نقطه مقابل رفتار بازتابي يا رفتار ناآموخته است. تكرار رفتار بستگي به اين دارد كه آيا پيامد رفتار مزبور، آن را تقويت مي‏كند يا خير. در اين نظريه تصور بر اين است كه عوامل بيروني تعيين كننده نوع رفتار مي‏باشند نه عوامل دروني (يعني رفتار آموخته مي‏شود و غير اكتسابي و يا بازتابي نيست). اسكينر چنين استدلال مي‏كند كه ايجاد بازتابهاي خوشايند، در رعايت شكلهاي خاص از رفتار باعث خواهد شد كه تكرار آن رفتار افزايش پيدا كند. اگر افراد براي انجام كاري به صورت مثبت تقويت شوند به احتمال بسيار زياد آن رفتار مطلوب را تكرار خواهند كرد براي مثال، اگر پاداش بلافاصله بعد از بروز يك رفتار مطلوب داده شود، بيشترين اثر را خواهد داشت. فراتر اين كه اگر به رفتاري پاداش داده نشود يا اين كه نوعي تبيه در پي داشته باشد احتمال تكرار آن بسيار كم است.

 

 

تقويت:

 منظور از مفهوم تقويت، تشديد و يا افزايش احتمال بروز يك رفتار خاص است. تقويت موجب تغيير در شدت و فراواني رفتار مي‏گردد.

 - اگر پس از بروز يك رفتار از سوي فرد يك محرك يا رويدادي را كه براي فرد خوشايند و مطلوب است به او بدهند اين امر باعث افزايش احتمال آن رفتار مي‏شود كه اصطلاحاً به اين فرايند تقويت و به محركي كه سبب افزايش احتمال آن رفتار مي‏شود تقويت كننده گفته مي‏شود.

 

 انواع تقويت:

 1 - تقويت مثبت: اگر پس از انجام رفتار به رفتار كننده محركي ارائه شود كه منجر به افزايش احتمال رفتار او گردد به اين فرايند تقويت مثبت و به محركي كه ارائه آن بعد از رفتار سبب بالا رفتن احتمال رفتار مي‏شود تقويت كننده مثبت مي‏گويند.

 2 - تقويت منفي: تقويت منفي فرايندي است كه در آن انجام رفتار از سوي فرد منجر به حذف تقويت‏كننده منفي از آن مي‏شود و در نتيجه احتمال رفتاري كه به اين كار انجاميده است افزايش مي‏يابد.

 

 براي مثال:                پرداخت پاداش = تقويت مثبت رفتار

                         قطع پاداش = تقويت منفي رفتار

 نكته: تقويت مثبت و تقويت منفي هر دو موجب افزايش احتمال رفتار مي‏شوند تفاوت اين دو فرايند در آن است كه در تقويت مثبت ارائه تقويت كننده مثبت سبب تقويت رفتار مي‏شود، امّا در تقويت منفي حذف تقويت كننده منفي يا محرك آزار دهنده موجب تقويت رفتار مي‏شود.

 3 - تنبيه: تنبيه عبارت است از فرايندي كه در آن رفتار فرد (رفتار نامطلوب) با تقويت كننده منفي دنبال مي‏شود و هدف آن كاهش احتمال رفتار فرد است.

 براي مثال: اگر بعد از انجام رفتاري نامطلوب از سوي كودك مثل گفتن يك حرف زشت، با ارائه يك محرك آزارنده، مثل سيلي‏زدن به او خواسته باشيم كه احتمال بروز رفتار نامطلوب را در او كاهش دهيم او را تنبيه كرده‏ايم.

 4 - خاموش‏سازي: اگر رفتاري را كه با تقويت افزايش يافته است براي مدتي تقويت نكنيم به تدريج از نيرومندي آن كاسته مي‏شود و سرانجام به كلي متوقف مي‏گردد. به اين فرايند خاموش‏سازي رفتار گوئيم. به عبارت ديگر خاموش‏سازي يعني زوال رفتار كه در نتيجه قطع تقويت مي‏باشد.

 

 نظريه يادگيري اجتماعي (نظريه آلبرت بندورا)

 افراد مي‏توانند به روشهاي زير چيزهايي بياموزند:

    - با مشاهده آنچه براي ديگران اتفاق مي‏افتد.

    - از طريق شنيدن چيزهايي از ديگران.

    - تجربه مستقيم.

 براي مثال بيشتر آموخته‏هاي ما از طريق الگوهاي مشاهده‏اي بوده است. (پدر و مادر، آموزگاران، دوستان، فيلم و تلويزيون، روسا و از اين قبيل الگوها). اين ديدگاه را كه ما مي‏توانيم از طريق مشاهده و تجربه مستقيم ياد بگيريم، نظريه يادگيري اجتماعي مي‏نامند.

 با وجود اين كه نظريه يادگيري اجتماعي بخشي از گستره شرطي كردن عامل است (يعني در اين نظريه فرض مي‏شد كه رفتار تابع پيامدهايش است)، در اين نظريه وجود يادگيري مشاهده‏اي و اهميت ادراك در يادگيري نيز مورد توجه است. شيوه پاسخگويي افراد به نوعي رفتار، در گرو درك آنان از پيامدها و تعريفهايي است كه به آنها مي‏دهند نه به پيامدهاي عيني آن رفتارها.

 - يادگيري اجتماعي بر محور اعمال نفوذ الگو مي‏چرخد.

 براي تعيين اثراتي كه يك الگو بر فرد مي‏گذارد چهار فرايند شناخته شده است. توجه به اين فرايند در برنامه‏هاي آموزش كاركنان در سازمان مي‏تواند درجه احتمال موفقيت اين برنامه‏ها را به مقدار زيادي بالا ببرد.

 الف) فرايند توجه:

 پديده‏هاي مختلفي در كنار ما هستند ولي ما به آنها توجه نمي‏كنيم. فرايند توجه به اين معناست كه كارهايي بايد انجام شود تا توجه افراد به يك الگو جلب شود. افراد بيشتر تحت تأثير الگوهاي قرار مي‏گيرند كه جذاب‏تر بوده و بيشتر شاهد تكرار آنها باشند همچنين فكر كنند كه آن رفتارها مهم‏اند و مشابه رفتار خودشان هستند.

 

عاملهاي جلب توجه:

    1 - متمايز بودن از ديگران.

    2 - بزرگ نمايي

 نكته: در فرايند توجه، نظر داشتن به تبليغات ضروري است.

 ب) فرايند يادآوري (نگه دارنده):

 اثر يك الگو تنها به اين بستگي دارد كه فرد تا چه اندازه بتواند اعمال يك الگو را به ياد آورد حتي پس از آن كه آن الگو ديگر در دسترس نباشد. لذا نگهداري آن چه مشاهده كرده است در حافظه و استفاده بعدي از آنها ضروري است.

 ج) فرايند باز توليد (بازآفريني)

 پس از اين كه كسي با مشاهده الگو، رفتار جديدي را ببيند اين مشاهده بايد به عمل تبديل شود كسي كه در اين فرايند قرار مي‏گيرد كارهاي الگوي مورد نظر خود را انجام مي‏دهد.

 د) فرايند تقويت

 افراد تحريك مي‏شوند تا اگر انگيزه‏هاي مثبت يا پاداش به آنها داده شود همانند الگو رفتار كنند. رفتارهايي كه تقويت شوند بيشتر مورد توجه قرار مي‏گيرند، بيشتر آنها را مي‏آموزند و به دفعات بيشتري تكرار مي‏شوند.

 دستورالعمل ساده اين نظريه:

 اگر مسائل و پديده‏ها ابتدا بيان شود و فرد مشاهده‏گر ببيند آنچه گفته شده عملاً رخ مي‏دهد. فرد تشويق مي‏شود كه آن رفتار را بروز دهد اگر براي اين رفتار پاداش دريافت كند آنگاه به دفعات بيشتري آن را تكرار خواهد كرد (ياد مي‏گيرد كه رفتاري خاص را از خود بروز دهد).