راه روشن فردا مديريت کتاب آزمون  پاور پوينت  دروس ترم 

 کار های دانشجويي
                                  
خلاصه مباحث كلاس
مديريت رفتار سازماني


 
 خلاصه مباحث كلاس مديريت رفتار سازماني (9)

تنظيم: جواد علائي

 

   رهبرى                                       

خلاصه‏اى از مباحث تئوريهاى رهبرى

 تئوريهاى رهبرى به 3 دسته تقسيم‏بندى مى‏شوند:

 الف) صفات شخصى        ب) رفتارى      ج) اقتضايى

 

 الف) صفات شخصى:

 در اين گروه از نظريات براى رهبر خصوصياتى ذاتى (غير اكتسابى) ذكر مى‏گردد. براساس اين نظريات رهبران ابرمردانى هستند كه به علت ويژگيهايى كه موهب الهى است شايسته رهبرى گرديده‏اند.

 اين نظريات به چند دليل مورد ترديد قرار گرفتند.

 1 - اين نظريات صفاتى طولانى را دسته‏بندى كردند (صفات مثبته) كه تمام شدنى نيست.

 2 - افرادى پيدا شدند كه اين صفات را داشتند ولى رهبران خوبى نبودند.

 3 - اگر ما بپذيريم عامل موفقيت، داشتن اين صفات است به دليل اينكه اين صفات موروثى و ارثى است (اكتسابى نيست) پس دانش مديريت و آموزشهاى مديريت زير سؤال مى‏رود.

 

 ب) تئوريهاى رفتارى:

 در اين گروه از تئوريها به جاى آنكه به دنبال تعيين خصوصيات رهبرى باشيم، در پى آن هستيم كه دريابيم سبك و روش رهبرى چگونه است و رهبران در برخورد با زيردستان به چه شيوه‏هايى توسل مى‏جويند به عبارتى رفتار مديران موفق را تجزيه و تحليل كرده، آن رفتار را ياد گرفته و تقليد مى‏كنيم.

 مجموعه تئوريهايى رفتارى به اين شرح مى‏باشد:

 الف) مطالعات رهبرى در دانشگاه آيوا

 ب) مطالعات رهبرى دانشگاه اوهايو

 ج) مطالعات رهبرى در دانشگاه ميشيگان

 د) مطالعات بليك و متون (شبكه مديريت)

 ه ) سبك‏هاى مديريتى ليكرت (چهار سبك معروف ليكرت)

 

 الف) مطالعات رهبرى در دانشگاه آيوا (تحقيقات كرت لوين)

 در اين نظريه 3 سبك رهبرى: دموكراتيك، استبدادى و آزاد مطلق مورد آزمون قرار گرفت.

 سبك رهبرى دموكراتيك:

 در اين سبك، رهبر، بحث و تصميم‏گيرى گروهى را تشويق مى‏كند.

 سبك رهبرى استبدادى:

 رهبر در اين سبك، مستبد، بسيار دستور دهنده و به هيچ كس اجازه مشاركت در كارها را نمى‏دهد.

 سبك رهبرى آزادى مطلق:

 در اين سبك رهبر هيچ دخالتى نمى‏كند، رفتار اعضا را نه تأييد و نه تكذيب مى‏كند. در حقيقت در اين سبك رهبر به اعضا احتيار عمل مى‏دهد.

 

 نكته:

 نتيجه تحقيقات دانشگاه آيوا بر اين پايه استوار شد كه از بين 3 سبك رهبرى مورد اشاره، استفاده از سبك رهبرى دموكراتيك رجحان شديد دارد.

 

 ب) مطالعات رهبرى در دانشگاه اوهايو

 هدف از اين تحقيقات شناسايى ابعاد مستقل رفتار رهبر بود. آنها ابعاد رهبر را به دو بعد عمده تقسيم كردند.

 1) ابتكار عمل:

 مقصود از ابتكار عمل حدود يا ميزانى است كه يك رهبر ساختار نقش خود و زيردستان را براى تأمين هدف مشخص مى‏كند و در برگيرنده اقداماتى است كه در جهت سازماندهى كار، روابط كارى و هدفها صورت مى‏گيرد.

 2) مراعات حال ديگران

 مقصود از مراعات حال ديگران اين است كه رهبر براى راحتى زيردستان ارزش قائل است و در مورد بهبود وضع آنها مى‏انديشد و مى‏كوشد كه آنان از كار خود راضى باشند.

 نكته:

 نتيجه مطالعات دانشگاه اوهايو نشان مى‏دهد مديرانى موفق هستند كه توجه آنها به ابتكار عمل است. (توجه به كار).

 

 ج) مطالعات دانشگاه ميشيگان

 پژوهشگران دانشگاه ميشيگان دو بعد از رفتار رهبران را مورد توجه قرار دادند و آنها را 1 - طرفدارى از كاركنان و 2 - طرفدارى از توليد ناميدند.

 1 - مديران طرفدار كاركنان:

 اين مديران كاركنان را تشويق مى‏كنند كه در تعيين هدف و ساير تصميم‏گيرى‏ها مشاركت كنند و از طريق ایجاد ارتباط و احترام متقابل بين خود و ساير اعضاى سازمان عملكرد عالى سازمان را تضمين مى‏كنند.

 2 - مديران طرفدار توليد:

 اين مديران كارها را به صورتى دقيق تعيين و شيوه‏هاى اجرايى را مشخص كرده همه امور را به طور كامل سرپرستى مى‏كنند.

 نكته:

 نتيجه تحقيقات دانشگاه ميشيگان نشان مى‏دهد مديرانى موفق هستند كه توجه آنها به كارمند است (مديران طرفدار كارمند موفق‏ترند).

 

 د) مطالعات – بليك و متون (سبك سنج مديريت)

 اين پژوهشگران در نتيجه تحقيقات خود اشاره مى‏كنند كه مديران يك سبك ندارند بلكه به صورت شبكه‏اى از رفتارها قابل مشاهده هستند به اعتقاد اينان مديران داراى 81 سبك رهبرى (مربعى 9*9 كه هر خانه بيانگر يك سبك از سبك‏هاى رهبرى است) به طور خلاصه به چند سبك ويژه در اين نظريه اشاره مى‏شود.

 سبك 9 - 1 يا مديريت آمرانه:

 مدير در اين سبك دستور مى‏دهد. بخشنامه صادر مى‏كند نظارت مى‏كند و نگاهش به افراد به مثابه يك ابراز است.

 سبك 1 - 9 يا مديريت باشگاهى:

 در اين سبك مدير توجه عميق و دقيق دارد به نيازهاى افراد تا روابط بين كاركنان حسنه شده، جو صميميت و دوستى بر سازمان حاكم شود.

 سبك 1 - 1 يا مديريت بى خاصيت:

 مدير در اين سبك كمترين قدرت را اعمال مى‏كند در اين سبك كار بدون نظارت مدير انجام مى‏شود.

 سبك 5 - 5 يا مديريت انسانى و سازمانى:

 مدير در اين سبك هم زمان به عملكرد سازمان و رضايت شغلى كاركنان توجه دارد در اين سبك هم توليد و هم ميزان رضايت شغلى اعضاى سازمان بالاست. مديريت انسانى و سازمانى (5 - 5) به مديريت پاندول ميرا معروف است.

 9 - 9 يا مديريت تيمى:

 مدير در اين سبك كارها را به وسيله افراد بسيار متعهد انجام مى‏دهد در سازمان افراد منافع مشترك دارند و وابستگى يا روابط متقابل آنها موجب احترام مى‏گردد.

 نكته:

 از نظر بليك و متون بهترين شيوه و سبك مديريت 9 - 9 يا مديريت تيمى است.

 

 ه ) سبك‏هاى مديريت ليكرت (چهار سبك مديريت ليكرت)

 ليكرت براى مدير 4 سبك زير را بر مى‏شمارد.

 1S: سبك آمرانه، دستورى، استبدادى، پدرسالارى

 در اين سبك مدير بسيار خودكامه بوده كمترين اعتماد را به زيردستان دارد.

 مدير در اين سبك با ترس و تنبيه افراد را بر مى‏انگيزاند.

 

2S: سبك اقنايى، مجابى، پدر سالارى خيرخواهانه، عرضه كردن

 در اين سبك مدير اعتماد و اطمينان لطف‏آميزى نسبت به زيردستان دارد.

 كاركنان را با تشويق و تنبيه به انگيزش مى‏آورد، گاهى از ترس و تنبيه استفاده مى‏كند تا اندازه‏اى تفويض اختيار در تصميم‏گيرى را مجاز دانسته تا حدودى ارتباطات رو به بالا را مى‏پذيرد.

 

 S3: سبك مشورتى، مشاركتى

 مدير در اين سبك اعتمادى نسبى و نه كامل بر زيردستان دارد. كوشش مى‏كند از عقايد زيردستان بهره بگيرد. براى انگيزش كاركنان به آنها پاداش مى‏دهد و گاهى از تنبيه استفاده مى‏كند تصميم‏گيرى در بالا صورت مى‏گيرد در حالى كه در سطوح پائين‏تر نيز در موارد خاص اجازه تصميم‏گيرى داده مى‏شود و ارتباطات دو سويه هم بالا به پائين و همه پائين به بالا وجود دارد.

 

 4S: مشاركت گروهى، تفويض اختيار

 مدیر به طور كامل به زيردستان خود اعتماد در همه امور اطمينان و اعتماد دارد. تصميم‏گيرى را در سراسر سازمان تشويق مى‏كند و هميشه از انديشه‏ها و نظرات زيردستان بهره مى‏برد.

 نكته:

 از نظر ليكرت بهترين سبك مديريت s4 است.

 

 ج ) تئوريهاى اقتضايى رهبرى

 از آنجايى كه تئوريهاى صفات شخصى رهبرى در اغلب موارد مصداق پيدا نمى‏كردند و همچنين رهبران موفقى پيدا شدند كه فاقد خصوصيات برشمرده در نظريه‏هايى مذكور بودند و از طرفى ديگر از آنجايى كه تئوريهاى رفتارى رهبرى نيز فاقد انعطاف لازم بوده و در تمامى موارد پاسخگو نبودند، نظريه‏پردازان به تئوريهايى روى آوردند كه آنها را اقتضايى مى‏نامند. در اين تئوريها به يك سبك و شيوه رهبرى تأكيد نگرديده و روش واحد در رهبرى، غير واقعى و غير عملّى قلمداد گرديده است. در نظريه‏هاى اقتضايى، براساس شرايط و به اقتضاى موفقيت‏ها مى‏شود مناسب و مطلوب رهبرى تعيين مى‏گردد. به برخى از نظريات اقتضايى به اختصار اشاره مى‏شود.

 الف) تئورى سبك رهبرى، موقعيت‏ها و شرايط فیدلر:

 يكى از تئوريهاى مهم اقتضايى، نظریه تطبيق موقعيت رهبرى با سبك رهبرى است كه توسط فيدلر ارائه گرديده است در اين تئورى شيوه‏هاى رهبرى تقريباً همانند شبكه مديريت در دو قطب كارمندمدارى و وظيفه‏مدارى قرار گرفته‏اند و 3 عامل نيز به عنوان شاخص‏هاى موقعيت و شرايط قلمداد گرديده‏اند كه عبارتند از:

 1 - چگونگى رابطه رهبر و پيرو

 2 - ميزان مشخص بودن ساختار و وظايف در سازمان

 3 - ميزان قدرت شغلى و قانونى رهبر

 در صورتى كه روابط رهبر و پيروان بسيار مثبت و صميمانه و وظايف در سازمان كاملاً مشخص و معين باشند و همچنين قدرت شغلى و قانونى مدير نيز در حد بالايى باشد، موقعيت براى رهبرى كاملاً مناسب است و بر عكس در صورتى كه هر يك از عوامل فوق نزول كنند به تناسب، موقعيت براى رهبرى تنزل مى‏يابد.

 نكته 1:

 براساس اين تئورى در صورتى كه موقعيت بسيار مطلوب يا بسيار نامطلوب باشد بهترين سبك رهبرى سبك دستورى و آمرانه است.

 نكته 2:

 زمانى كه موقعيت در حد ميانه باشد يعنى تا اندازه‏اى مطلوب يا نامطلوب باشد سبك رهبرى تفويض (واگذارى اختيار) بهترين سبك رهبرى است.

 ب) تئورى مسير هدف

 اين تئورى به وسيله رابرت هوس ارائه شد. تئورى مزبور يك الگوى اقتضايى از رهبرى است. پايه و اساس تئورى مزبور بر اين اساس قرار گرفته است كه وظيفه رهبر اين است كه پيروان و زيردستان خود را در جهت تأمين هدف‏ها يارى دهد. يك رهبر براى حصول اطمينان از اين كه هدفهاى اعضا با هدفهاى كلى گروه يا سازمان سازگار است آنان را از هيچ نوع هدايت و حمايتى محروم نمى‏كند. ريشه اصطلاح مسير هدف بر اين باور است كه رهبران موفق راه را براى پيروان روشن و مشخص مى‏نمايند. مسير هدفها را به آنان نشان مى‏دهد و آنان را يارى مى‏دهند تا در راه رسيدن به هدفهاى مورد نظر هر نوع  مانعى را از ميان بردارد.

 اين سبك رهبرى اشاره مى‏كند رهبر يكى از سبك‏هاى رهبرى شامل

 الف) رهبرى آمرانه (1S)

 ب) رهبرى حمايتى (S2)

 ج) رهبرى مشاركتى (3S)

 × د) رهبرى موفقيت گرا

 را با توجه به شرايط و عوامل اقتضايى محيط به شرح زير

 الف) ساختار كار

 ب) سيستم رسمى اختيارات

 ج) گروه كارى

 و با در نظر گرفتن عوامل اقتضايى كاركنان و زير دستان از قبيل

 الف) كانون كنترل

 ب) تجربه

 ج) توانايى و مهارت

 انتخاب و سعى مى‏كند انگيزه لازم را در مرئوسان بوجود آورده و آنان را در تحقق اهداف مورد نظر يارى دهد.

 × نكته:

 مديريت موفقيت گرا بر تعيين هدفهاى چالش برانگيز، بهبود عملكرد و ابراز اطمينان به توانايى اعضاى گروه در دستيابى به استانداردهاى بالاى عملكرد تأكيد مى‏كند. رهبر موفقيت‏گرا در جايى كه تكليف داراى ساختارى مبهم است، انتظارات زيردستان را در اين خصوص كه كوشش باعث عملكردى بالا مى‏شود افزايش خواهد داد.