راه روشن فردا مديريت کتاب آزمون  پاور پوينت  دروس ترم 

کمک درسی  
                                  
بررسی مسایل دولتی در ایران
( موانع اجراي سند چشم انداز 20 ساله کشور )


    موانع اجراي سند چشم انداز 20 ساله کشور

 از زبان علي اکبر هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام

در خطبه هاي نماز جمعه ( 8/2/1385):

اعوذبالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم . انا اعطيناك الكوثر. فصل لربك وانحر ان شانئك هوالابتر. خطبه دوم : بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي صديقه طاهره وسبطه الرحمه و علي ابن الحسين و محمدبن علي و جعفربن محمد و موسي ابن جعفر و علي ابن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و خلف هادي المهدي صلوات الله عليهم اجمعين . اوصيكم عبادالله ونفسي به تقوي الله .

مي خواهم مشكلات و موانع را بگويم ...مشكلات و موانعي كه در راه اجراي سند چشم انداز وجود دارد. ما هدفي كه گرفتيم در سند چشم انداز 20 ساله اينست كه در 20 سال آينده بايد قدرت اول منطقه و يك كشور پيشرفته دررديف كشورهاي پيشرفته دنيا باشيم . هدف بزرگ است و خيلي چيزها بايد حل شود تا اينكه ما به اين هدف برسيم , موانعي به چشم مي خورد. ما در مجمع تشخيص مصلحت و در كميسيونها همه آن موانع را بررسي كرديم و با توجه به اين واقعيات اين سند نوشته شده است . اينطور نيست كه يك تعداد آرزوهايي است كه پشتوانه واقعي و ميداني نداشته باشد. اين اشكالات را ديديم و حتما بايد براي اين اشكالات فكر شود و اگر فكري نشود كشور ما نمي تواند به آن نقطه مطلوب برسد و نظام ما به رسالت خودش نمي تواند خوب جامه عمل بپوشاند. من حالا آنها را فهرست كردم اينجا يك قدري وارد وارد ريز شديم بخاطر اينكه مردم ما مطلع شوند و 34 مورد را شمرده ام , بعضي از اينها هم دو مورد خودش دارد ولي من 34 مورد را مشخص كردم .

اعوذبالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم . انا اعطيناك الكوثر. فصل لربك وانحر ان شانئك هوالابتر. خطبه دوم : بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي صديقه طاهره وسبطه الرحمه و علي ابن الحسين و محمدبن علي و جعفربن محمد و موسي ابن جعفر و علي ابن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و خلف هادي المهدي صلوات الله عليهم اجمعين . اوصيكم عبادالله ونفسي به تقوي الله .

مي خواهم مشكلات و موانع را بگويم ...مشكلات و موانعي كه در راه اجراي سند چشم انداز وجود دارد. ما هدفي كه گرفتيم در سند چشم انداز 20 ساله اينست كه در 20 سال آينده بايد قدرت اول منطقه و يك كشور پيشرفته دررديف كشورهاي پيشرفته دنيا باشيم . هدف بزرگ است و خيلي چيزها بايد حل شود تا اينكه ما به اين هدف برسيم , موانعي به چشم مي خورد. ما در مجمع تشخيص مصلحت و در كميسيونها همه آن موانع را بررسي كرديم و با توجه به اين واقعيات اين سند نوشته شده است . اينطور نيست كه يك تعداد آرزوهايي است كه پشتوانه واقعي و ميداني نداشته باشد. اين اشكالات را ديديم و حتما بايد براي اين اشكالات فكر شود و اگر فكري نشود كشور ما نمي تواند به آن نقطه مطلوب برسد و نظام ما به رسالت خودش نمي تواند خوب جامه عمل بپوشاند. من حالا آنها را فهرست كردم اينجا يك قدري وارد وارد ريز شديم بخاطر اينكه مردم ما مطلع شوند و 34 مورد را شمرده ام , بعضي از اينها هم دو مورد خودش دارد ولي من 34 مورد را مشخص كردم .

1-     اولين آن , خصومت استكبار و ضعف تعامل جهاني ماست , كه ما اين خصومت را از ابتداي پيروزي انقلاب داشتيم و هميشه سنگ اندازي كردند و دچار تحريم بوديم , دچار حتي جنگ بوديم بخاطر خصومت استكبار و در همه زمينه ها براي ما اينها مانع تراشي كردند و ما هم تعامل جهاني امان بخاطر همين سنگ اندازيها در حد مطلوب و ظرفيت ايران نيست , بايد بهتر از اين ما تعامل جهاني داشته باشيم و از فضاي جهان و امكانات جهان بيشتر بهره ببريم .

2-     دوم , افراط و تفريط و شعاري بودن در بعضي از موارد , ما از اول انقلاب دركشورمان هنوزهم دچاردو جريان افراطي محدود هستيم البته بدنه نظام و بدنه كشور معتدل است ودر راه اعتدال اسلامي حركت مي كند اما تحقيقا افراطي ها تاثيرات دارند هم در سياستهاي داخلي و هم در سياستهاي خارجي , سياستهاي اقتصادي و فرهنگي و مي تواند اينها جلوي بعضي از برنامه هايي كه در عاليترين مراحل بالاي كشور تصويب شده , سد ايجاد كند , و

3-      سوم وابستگي به نفت و اسراف در مصرف انرژي است . اين دو موضوع است ولي چون به نفت مربوط مي شد يكجاذكر كردم . ما وابسته به نفت هستيم , نفت يك سرمايه اي است كه مال ديروز , امروز و فرداي كشور است چيزي است كه خداوند در زمين ما گذاشته است , اين بايد صرف توسعه شود , نبايد صرف مصرف شود. ما براي مديريت كشورمان بايد از درآمدهايي كه خودمان خلق مي كنيم استفاده نماييم . البته اگر نفت درست عمل شود خود نفت آنقدر ارزش افزوده دارد كه براي ما كلي مي تواند سرمايه بوجود بياورد , بيشتر ما بايد برويم به سراغ ارزش افزوده اي كه در محصولات نفتي ايجاد مي كنيم , آن ميدان خوبي است و ساير منابع تامين بودجه كشور. و از طرفي بخاطر همين فراواني نفت ما گرفتار بدي شديم در مصرف انرژي , مردم ما شايد خيلي هايشان ندانند كه به اندازه كل بودجه اي كه ما صرف كشور مي كنيم ازمنابع ارزي مان صرف مصرف انرژي مي كنيم كه عمدتا صرف سوخت مي شود و شايد هيچ كشوري اينجوري نباشد , هيچ كشوري اينجوري اين ثروت عظيم خودش را و سرمايه بزرگ خودش را حق نسلهاي آينده خودش را مسرفانه اينجوري خرج نمي كند. بخاطر همين ارزاني يك ظلم بزرگي مي شود به نفع طبقات متمكن و ضرر طبقات محروم . چون شما مي دانيد از انرژي چه در حمل و نقل و چه در گرما و چه در سرما و در خيلي از جاهاي ديگر , متمكنين بارها به مراتب بيشتر از مردم متوسط فقير استفاده مي كنند. يك روستايي در سال چقدر انرژي مصرف مي كند ولي يك شهرنشين متمكن خوب مي بينيم كه چقدر مصرف مي كند. قطعا اين ضدعدل است و اين عيب بزرگي است بعلاوه ضد توسعه است , ضد پيشرفت است و اين اسراف يك روزي كشور را از پاي درمي آورد.

4-     چهارم فقدان احزاب نيرومند است , كشور ما آلان حزب زياد دارد شايد بيش از يكصد حزب ثبت شده داريم , اما به هر حال دمكراسي ايجاب مي كند كه احزاب نيرومند برنامه خودشان را به مردم بگويند , مردم را آموزش بدهند , مردم را تربيت كنند , با پشتوانه مردم و برنامه اشان را كه توضيح مي دهند قدرت را بدست بياورند و بعد به وعده هايي كه به مردم داده اند عمل نمايند چون فردا دوباره راي مي خواهند. واين ساز وكار در دمكراسي از ضرورتهاست در ايران اين نياز دموكراسي وجود ندارد , و هستند اما كافي نيست .

5-     پنجم , ساختار اداري كهنه , اين سازمان اداري ما دهها سال پيش شكل گيري پيدا كرده و هنوز هم همان ادامه دارد و بعد از انقلاب هم بخاطر نيازهايي كه داشتيم و نمي خواستيم نيروهاي قبل ازانقلاب را تسويه كنيم مثل انقلابهاي ديگر , نهادهاي موازي ايجاد كرديم و امروز ساختار اداري ما واقعا عالمانه نيست و ما بايد با تجربه دنيا بايد ساختار اداري امان را اصلاح كنيم .

6-     ششم , فساد اداري و عدم وجدان كاري است , در موارد زيادي ديده مي شود كه وجدان كاري در بعضي ازنيروهاي اداري ما نيست و فساد اداري هم متاسفانه حالا يا كم كاري و يا چيزهاي ديگر وجود دارد البته نه اين مقدار كه خيلي اغراق مي شود و همه چيز را بدنام مي كنند ولي وجود دارد. ما بايد در يك كشور اسلامي كه اساس آن بر سلامت انسان است از اين عيب بري شويم .

7-     هفتم , موازي كاري و نهادهاي تكراري , تقريبا در بسياري از امور كشور شما تكرار نهادها و تكرار كارها را داريد. از نيروهاي مسلح گرفته تا كارهاي وزارتخانه ها , شركتهاي دولتي و مديريت هاي نهادي , بسيار داريم هم پول , هم نيرو و هم ساختمان و هم وقت , صرف موازي كاري مي كنيم و اين موازي كاريها غير از هزينه اي كه دارد خيلي هم مضر است و خنثي كننده يكديگر هستند در نظارت , در اجرا , همه جا مي بينيم و من هم اينها را اگر بخواهم هر كدامشان را باز كنم چند خطبه مي شود. فقط فهرست مي گويم كه همكاري مردم انشاالله در آينده جلب شود.

8-     هشتم , كم آبي و عدم كنترل آبها. كشور ما كشور كم آبي است و جز كشورهايي است كه از متوسط باران دنيا برخوردارنيست و به اين دليل ما دچار كم آبي هستيم , زمين فراوان و آب كم , و در عين حال اسراف فوق العاده اي داريم در مصرف آب بويژه آبهاي كشاورزي , چون عمده آبهاي مصرفي ما در كشاورزي است . به قيمت گزاف اين آبها تهيه مي شود اما خيلي بد مصرف مي شود. زمينها را باتلاق مي كنند و از شيوه هاي مدرن استفاده نمي شود و امروز آبياريهاي تحت فشار و علمي و انواع آنچه هست و ما هم داريم , در ايران كمتر استفاده مي شود , ما بايد در مصرف آب و در مهار آبها و در شيرين كردن آب , آنجايي كه كم داريم اقدامات مهمي كنيم , راهكارهايش هم مشخص است ما در برنامه هايمان اينها را ديده ايم براساس سند چشم انداز , و اين عيب آلان در كشور وجود دارد.

9-       و نهم مصرف غيرعلمي آب است كه من مستقل اين را نوشتم بخاطر اهميتي كه دارد در كنار كم آبي و

10-   دهم , كوير بسيار زياد و متاسفانه رو به پيش . خطري كه در حوادثي كوير امروز آباديهاي ما را تهديد مي كند بعلاوه ضررهايي كه از بادهاي حامل شنها و نمكهاي كويري به خيلي از نقاط كشور ما وارد مي شود بسيار بسيار زياد است , و اين هم مشكل كشور است كه بايد همت زيادي كنيم در كويرزدايي و پيشروي ما بسوي كوير و جلوگيري از پيشرفت كوير به طرف ما ,

11-   يازدهم , روستاهاي كوچك و دور از هم , كشور ما حدود 65 هزار روستا دارد , حدود 35 هزار اينها بيش از حدود 20 خانوار دارد , ديگر بقيه خيلي ريز هستند . اداره مردم در روستاهاي كوچك و دور از همديگر بسيار گران تمام مي شود اگر بخواهيم اداره كنيم . راهسازي , آب بردن , گاز بردن , برق بردن , بهداشت و درمان بردن همه اينها گران تمام مي شود و چون نمي شود به آن قيمتهاي اقتصادي اينها را به آنجا برد مردم مشكلات زيادي دارند و همينجا مربوط به روستاها بحث بسيار بسيار سختي داريم و آن خرد بودن اراضي كشاورزي است . اكثر اراضي كشاورزي خوب ما با مقياسهاي نيم هكتار , يك هكتار و دو هكتار و اينهاست و مردم , خانواده اشان در يك هكتار يا دو هكتار زمين كار مي كنند در چنين زميني نمي شود كشاورزي مدرن را اجرا كرد. نمي شود در اين زمينها از تكنولوژي روز استفاده كرد , آبياري گران تمام مي شود , محصول برداشتن گران تمام مي شود , راه پيدا كردن به اين قطعات كوچك گران تمام مي شود , هم زمين را مي خورد , هم مسير آب را مي خورد و هم حمل ونقلش دشوار مي شود و خيابان بندي نمي شود , كارهاي كشت يكپارچه نمي شود , برداشت يكپارچه نمي شود , از ماشين آلات مثل كمباين ها و چيزهايي كه بسيار مي تواند كارها را تسهيل كند كم استفاده مي شود , انبارهاي مدرن ندارد , سردخانه هاي مدرن ندارد و اين گرفتاري در ايران بسيار جدي است تا ما نتوانيم استانداردي در سطح اراضي امان درست كنيم مثلا اراضي 10 هكتار به بالا . من نمي گويم مالكيتها را دست بزنيم , حالا از طريق تعاونيهايي كه دارد كم كم اجرا مي شود و مردم فهميدند و همكاري مي كنند و راههاي ديگر كه آلان هم يك لايحه اي مجلس تصويب كرده و به شوراي نگهبان اعتراض كرده و در مجمع كه ما بحث مي كنيم مي بينيم كه واقعا كار سختي است . ولي بدانيد تا ما مساله اراضي را حل نكنيم و اراضي در سطح استاندارد قطعات درست نكنيم , كشاورزي مدرن پيشرفته و پرمحصول و قابل رقابت با دنيا نخواهيم داشت , يك كشوري كه استاندارد سطح اراضي اش 100 هكتار و 50 هكتار است , محصولش آنقدر ارزان مي شود كه دربازار ما را شكست مي دهد , ما نمي توانيم با او رقابت كنيم , و حتي محصول را به داخل بازار ما مي آورد و با محصولات داخل كشور ما رقابت مي كند چون برايش ارزان تمام مي شود. ضمنا نيروي كار بيشتري هم مي برد آلان هم بخاطر بيكاري كه هست يك مقدار از اين نوع كارها يك مقدار بيشتر استفاده مي كنيم .

12-    مساله ديگر رشد شهرنشيني و تخليه روستاهاست . اين هم يك خسارت مهمي است براي كشور. روستا جاي توليد است و جاي كار خلاق است و جاي كار كم هزينه است كه همه مي دانيد و با اكثر روستاها شماها ارتباط داريد , شرايطي در روستاها و شهرها حاكم است كه جاذبه شهرها بيشتر است و جوانان ما بجاي اينكه رسوب كنند در روستاهايشان و آنجا را آباد كنند , به شهر مي آيند , و البته اين وظيفه دولت است كه اشتغال مناسب در روستاها ايجاد كند كه اين جاذبه براي خانواده ها بماند كه همه اينها در سند چشم انداز ديده شده است .

13-    از اين بخش كه بگذريم به بخش علوم مان مي رسيم . اشكالمان يكي كاربردي نبودن بخشي از تحصيلات مدارس و دانشگاههاي ماست . قاعدتا هزينه اي كه براي تحصيل مردم مي شود و دولت مي پردازد بايد براي هدفي باشد غير از باسوادشدن مردم , چيز ديگري درنظر باشد كه اين تحصيل در جايي مشكل كشور را حل كند و اين تقسيم بندي در متون درسي ما و برنامه هاي درسي انجام نشده و ضعيف است . حتي وقتي ما 10 تا 12 سال پيش فكر كرديم براي تقويت آموزشهاي فني و حرفه اي و شروع كرديم آلان پس از آن مدت من مي بينم پيشرفت جدي نكرده است و دانشگاههايمان هم همينطور است . صنعت كاربردي را نمي شود براي همه آموزشهاي دانشگاههاذكر كرد.

14-   چهاردهم ضعف تحقيقات است , در حد ضرورت يك كشور در حال توسعه , تحقيق در كشور ما نيست . هزينه آموزشي ما خيلي بالاست , هم در مدارس و هم در دانشگاهها. اما تحقيقاتمان ضعيف است و حتي آن مقداري كه در بودجه مي بينيم آخر سال ديده مي شود كه بخوبي صرف تحقيقات نشده است , البته گاهي هم كم مي آيد.

15-   پانزدهم آموزش فني و حرفه اي است , آموزش فني و حرفه اي در كشور ما بسيار كم است . شما بدانيد كه يك ضعف بسيار بزرگ است كه اقتصاد كشور دارد كمبود كارگر ماهرو عالم است . ما سرمايه هاي عظيمي صرف ساختمانهاي صنعتي مي كنيم و در آنجا بسياري از ماشينهاي گرانقيمت مي آوريم و مي گذاريم , اما آموزش كارگران ما در حدي نيست كه از اينها به اندازه كافي استفاده شود و هرز رفتن سرمايه و مواد اوليه امان است . و واقعا امروز ضعف بزرگي از ناحيه عدم آموزش نيروهاي كاري ما در كشورمان هست كه البته بتدريج رو به بهبود است , در گذشته بسيار بد بوده است و آلان كم كم دارد اصلاح مي شود. من مي گويم اينها اگر اصلاح نشود سند چشم انداز به اهداف خود نمي رسد , خوب بايد اينها را ما بايد انجام دهيم .

16-   كمي ارتباط بين مراكز تحصيل و ميدان كار , دانشگاههاي ما در يك محيط دربسته اي درس مي دهند و ميدان كار ما هم متصل نيست به دانشگاهها به انداز كافي نه دانشگاه مي تواند از تجربه اين ميدان استفاده كند و نه ميدان كار مي تواند از دستاورد دانشگاه استفاده كند , جز بصورت آب باريكي كه به زور قوانين كه سالهاست فشار مي آوريم كه چند درصد از بودجه تحقيقاتي بايد از طريق دانشگاهها مصرف شود آن ارتباط برقرار شده اما انصافا ضعيف است , همه دانشگاهها بايد با ميدان موردنظرشان هميشه ارتباط داشته باشند , استاد و دانشجو در ميدان حضور داشته باشند و بخشي از آموزشها در ميدان كار بايد انجام شود و بعضي جاها هست , بعضي جاها نيست و يا ناقص است .

17-   و فرار مغزها و عدم جذب نيروهاي فرهيخته كشور است . خوب اين ديگر دردي است كه هر روز در رسانه ها تكرار مي شود , بسياري از مغزهاي ارزشمند ما آلان در بيرون دارند كار مي كنند و بعضي هاشان هم متاسفانه در خدمت دشمنان ما هستند , نمي خواهند به دشمن خدمت كنند مي خواهند كار كنند , دشمن از آنها استفاده مي كند. و دشمن توري را انداخته و استعدادهاي ممتاز و سطح بالاي ما را صيد مي كند و مي برد. از مدرسه شناسايي مي كند و در امتحانات و درالمپيادها اينها را شناسايي مي كند و امتيازاتي مي برد , يك عده اشان هم براي تكميل تحصيل مي روند و در آنجا جذب مي شوند و در داخل هم آنهايي كه هستند خيلي از فرهيختگان آلان جذب نظام نيستند و آنجوري كه بايد وفادار باشند و يا ما بايد آنها را جذب كنيم , انجام نمي شود , بايد اين نيروهايي كه برايشان كشور هزينه سنگيني كرده , هر يك از اينها كه به اينجا رسيده اند دهها ميليون تومان هزينه اشان شده تا به اينجا رسيده اند و حالا اگر از وجودشان نشود استفاده كرد خوب اين ظلمي است به كشور و اين اشكال واقعي آلان وجود دارد.

18-   هجدهم , ]فقدان فرهنگ کار[ ، ضعف حركت اشتغال در كارگاه در پشت ميز و در كارهاي ستادي خدمت بكنند و اين راه سعادت اقتصادي را مي بندد بايد فرهنگ كار و حضور در كارگاه و دست داشتن بر قيچي و درفش و پتك و آچار و ماشين براي بچه هاي ما زيبا باشد و شيرين باشد و خودشان را در ميدان كار اينجوري مثل ماهي در آب ببينند. اين فرهنگ در ايران نهادينه نشده است .  بايد اين كار جزو وجودمان و فرهنگ ما باشد. اينها در آموزشهايمان بايد نهادينه بشود.

19-   نوزدهم : نرخ بالاي بيكاري كه دردي است كه همگان مي دانند و راهي جز سرمايه گذاري و تامين امنيت سرمايه و تسهيل كردن كار صاحبان سرمايه و صاحبان هنر كارآفريني وجود ندارد. ما بايد با مقررات و اقدامات شايسته راه ايجاد اشتغال را باز كنيم .

20-   بيستم : ضعف بهره وري و كنار آن ضعف صادرات است ما الان همين سرمايه ايي كه گذاشته ايم چه در دانشگاه ها و چه در صنايع , چه كشاورزي , سدها , راهها , بندرها و همه چيزهايي كه داريم بهره وريمان در مقايسه با كشوري مثل ژاپن بسيار پايين است . يعني اگر ژاپن از هر صدتايي بيست تا برداشت مي كند , ما 5 تا بر مي داريم . اين همه سرمايه و اينقدر بهره وري پايين . نتيجه اش اين مي شود كه محصولات ما اقتصادي نيست و نتيجه اش اين مي شود كه وقتي تعرفه را ضعيف مي كنيم بر واردات آنها مي توانند محصولات ما را از رقابت از ميدان بيرون كنند. اگر تعرفه را ببريم بالا اينقدر بالا صرف مي كند براي كالاي خارجي كه از طريق قاچاق و ريسك 30 درصد كالاي قاچاق بياورند و محصولات ما را از ميدان در مي كنند اين اشكالش در بهره وري است . شما روي بهره وري بايد تكيه خيلي بيش از اين بكنيد.

21-    بيست و يكم : تورمي است كه خوب ! تقريبا قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تا امروز داد همه مردم را در آورده .

22-   بيست و دوم : ضعف سرمايه گذاري داخلي كه بسياري از سرمايه هايي كه مي تواند مولد باشد و كارآفرين باشد در رونق اقتصادي مفيد باشد و كشور را به رونق اقتصادي برسد تبديل مي شود به سرمايه هاي انگلي كه در قاچاق كالا در كارهاي خلاف شرع , در سطح بورس بازيها و سوق مي كند به طرف التهاب هايي مثل سكه يا زمين يا موبايل يا مسكن هر وقتي اينها مثل يك دملي سر باز مي كند و يك جايي را چركين مي كند و خراب مي كند. بخاطر سرمايه هايي كه درست جذب كارهاي درست مولد كشور و كارآفرين كشور نمي شود.

23-   بيست و سوم : عدم جذب سرمايه هاي خارجي است . بالاخره همه كشورهاي خارجي مثل آمريكا و اروپا زندگي پر رونق شان متكي است به سرمايه هايي كه از خارج مي آيد و تبادل سرمايه مي كند. اين تجربه بشري است . نبايد اين سرمايه ها را به روي كشورمان ببنديم و نگذاريم سرمايه هاي خارجي وارد كشور شوند. البته ما در مجمع تشخيص مصلحت راه را باز كرديم , ولي متاسفانه با اينكه سالها از مصوبه مجمع تشخيص مصلحت مي گذرد , هنوز خوب اجرا نشده است .

24-   بيست و چهارم : فقر و نابرابري است . بخشي از جامعه ما فقير هستند و نابرابري هم واقعا وجود دارد. بهره وري مردم از منافعي كه حق خودشان است , محرومند. واين ضررهاي فكري عقيدتي , سياسي , اجتماعي و اقتصادي دارد كه خودش يك دنيا بحث مي طلبد.

25-   بيست و پنجم : حجم بزرگ دولت و يارانه هاي غير عادلانه است . ما دولتمان بيش از آنكه بايد بزرگ باشد بزرگ است . خيلي از كارها را دولت نبايد انجام دهد. دولت بايد سياستگذاري بكند. تصدي گري را به مردم واگذار كند و آنها با انگيزه هاي شخصي كه پيدا مي كنند خيلي بهتر از دولت اداره مي كنند. در ايران بعد از انقلاب ما اين كار را بخاطر شرايطي كه آن موقع بود و به خاطر روحيه هاي انقلابي كه بود و بخاطر تاثيري كه انقلابيون ما از تبليغات ماركسيستي داشتند , آن موقع گرفتار اين مشكل شديم و هنوز هم اين زخم و سم در پيكر اقتصاد ما وجود دارد و بايد به تدريج آن را بيرون كرد , البته معمولا خصوصي سازي كه مي شود دچار اشكالاتي مي شود كه بايد نسبت به رفع آنها هم اقدامات بشود. همانجا هم باز يارانه هاي غير عادلانه دولتي هم مشكلي بر مشكل هاست . بسياري از يارانه ها هوشمندانه نيست . و در جهت درست حركت نمي كند. به فقرا نمي رسد. به نيازمندان نمي رسد. به مسرفان مي رسد و تخريب كننده است و در جامعه ما وجود دارد.

26-   بيست و ششم : ضعف بخش خصوصي است . بخش خصوصي ما در حد كشور وسيع ايران , يك بخش خصوصي ضعيف است . بسياري از كارهاي بزرگ دنيا كه بسيار پررونق است امروز با بخش خصوصي انجام مي شود. صنايع مهم , بانكها , بيمه ها , ساخت اتوبانها , بندرها و سدها وهمه اين كارهايي كه الان دولت مي كند اينها دست بخش خصوصي است . متروي يك شهر را مي گيرند با امكاناتي كه از بانكهاي خصوصي مي گيرند مترو را مي سازند. از درآمد مترو اصل و فرع طرحشان را در مي آورند , سودشان را مي برند و باري از دوش دولت بر مي دارند. پاركينگهاي شهر دست بخش خصوصي است . ما در ايران متاسفانه بخش خصوصي نيرومند نداريم . خيلي از كارها را دولت بايد عمل بكند و بعد مشكلاتي براي دولتها بوجود مي آورد و مردم را متوقع مي كند كه همه كارها را از سير تا پياز بايد دولت جوابگو باشد. حتي اشتغال زايي وظيفه بخش خصوصي است . اگر بخش خصوصي با رونق و زنده اي داشته باشيم و تحت نظارت آنها اشتغال زايي مي كنند.

27-   بيست و هفتم : صنعت بيمه و بانك در كشور ما بسيار ضعيف است . بيمه هزينه اي براي هيچ كس ندارد. بيمه فقط يك آرامشي به جامعه مي دهد و مردم حاضرند براي آرامششان و كم كردن ريسكشان هزينه بيمه را بپردازند. ما خيلي ضعيف هستيم در بيمه بخصوص بيمه هاي اتكايي كه هنوز به خارج از كشور متكي هستيم و بانكهاي ما هم خيلي كمتر از يك بانك فعال با رونق در كشورهاي پيشرفته , عمل مي كنند. بانكها بايد آنچنان فعال باشند كه تا آخرين قطرات موجودي پولي كه در جامعه هست جذب بكنند , و هدايت بكنند به طرف كارهاي مولد و سازنده و هر كسي كه متقاضي وام موثر است فوري بگيرد و هر كس كه پولي دارد بتواند بگذارد و سودش را ببرد و اين جريان واقعا جريان اينجوري نيست . كند است . چرا وقتي يك بانك خصوصي كه پيدا مي شود فوري به اين وسعت رشد مي كند واينقدر سود مي برد و اينقدر سهامش بالا مي رود. براي اينكه آن كارآيي بخش خصوصي را دارد و اين اشكال در سازمان بانكداري ما واقعا جدي است و مردم دارند هزينه ناكارآيي بانكها را مي پردازند. 

28-   بيست و هشتم : عدم توازن منطقه اي . مناطق جغرافيايي ما يك نواخت نيست . از لحاظ طبيعي هم يك نواخت نيست . جايي هست كه هزار ميلي متر يا 2000 ميلي متر باران دارد, جايي هم هست 50 ميلي متر باران داريم . جايي هست امن است , جايي هست ناامن است . جايي هست به مراكز خدمت نزديك است , جايي هست دور است . اختلافات طبيعي داريم , اما همايش سرزميني بايد اين مسايل را حل كند و بگونه اي عمل بكنيم كه اين مناطق توازن پيدا كنند. اينهايي كه من عرض مي كنم چيزهايي است كه در چشم انداز برنامه بيست ساله ديده ايم . يك وقت نپرسيد كه خوب اينها چيست ما اينها را بررسي كرده ايم . نوشته ايم . براي همه اينها راهكار هست . قانون وجود دارد و اگر هم نيست تهيه مي كنند.

29-   بيست و نهم : رواج مواد مخدر كه يك بلاي خانمانسوزي است براي كشور ما و امروز ميليونها نفر از مردم ما و از خانواده هايشان را گرفتار كرده و هزينه سرسام آور اتلاف ارز داريم . چون اينها همه با ارز وارد مي شود. هزينه سرسام آور مبارزه با اينها را داريم و اينها همه شهيد و مجروح كه نيروي انتظامي و ديگران دارند مي دهند واين همه هزينه اي كه دادگاه هاي ما و زندآنهاي ما دارد متحمل مي شوند براي يك جريان شومي كه مقداريش وارداتي است و مقداريش هم شايد از اشكالات گذشته پيش آمده و ما انصافا در اين بحث مشكل داريم و بايد اين را حل كنيم .

30-   سي ام : تهديد بنياد خانواده . از امتيازات اسلام و كشورهاي اسلامي و ايران اين است كه خانواده مهم و بنيان جامعه ما از خانواده اعتبار مي گيرد و هنوز هم شكر خدا هست . ولي شما اخبار جسته گريخته ايي كه مي شنويد , از اشكالاتي كه در خانواده ها پيدا مي شود , چه مواد مخدر , چه مسايل اخلاقي , چه مسايل ديگر , اينها دارد بنياد جامعه را ضعيف مي كند. واين يعني تيشه زدن به ريشه جامعه .

31-   سي و يكم : ضعف تامين اجتماعي . تامين اجتماعي بايد بگونه اي باشد در كشور يك بچه ايي كه متولد مي شود تا آخر عمرش تامين باشد. اگر بيكار است بيمه بيكاري بگيرد. اگر افتاده شد بيمه از كارافتادگي بگيرد. اگر بازنشسته شد تا آخر عمرش تامين باشد و اين تامين اجتماعي كامل , اگر مريض شد درمانش هيچ مشكلي نداشته باشد. اين در كشور ما ضعيف است , ولي رو به رشد است . الحمدلله اين سالها مدتي است كه دارد جلو مي رود ضعف بيمه هاي درماني كه بخصوص مشكلات بيمارستانها ناشي از نبودن بيمه درست است . اگر بيمه عالمانه اي در كشور باشد هيچ بيمارستاني مشكل نخواهد داشت . چون بيمارستان مريضي كه وارد مي شود بيمه است . هزينه درمانش را بيمه مي پردازد و پزشك رابطه مالي با مريض ندارد. بيمارستان رابطه مالي با مريض ندارد. همه استاندارد كارشان را مي برند بالا. ولي اين بيمه الان خيلي كمتر از حد لازمش است .

32-   سي و دوم : كم توجهي به محيط زيست كه در هر شرايطي كه كشوري كه به طرف ضعف مي رود و سوخت فسيلي در آن زياد مصرف مي شود , اين مشكل وجود دارد و بخصوص جاهايي كه بايد پشتيبان محيط زيست ما باشند. مثل جنگلها آسيب نرسد كه آسيب مي رسد. به آبها و خيلي جاهاي ديگر دارد آسيب مي رسد.

33-   سي و سوم : عدم شفافيت لازم اطلاع رساني . اين يك درد بنيادي است . اگر ما اطلاعات لازم را چه از طريق صدا و سيما , رسانه ها , منبرها به مردم مي داديم و مردم ما آگاه بودند و ا آمار و ارقام فكر مي كردند و با آمار و ارقام راي مي دادند و مطالبه مي كردند و حق شان را مطالبه مي كردند بسياري از مشكلات مي توانست نباشد و ما در اين دنيا كه متكي به راي مردم است از اين قدرتي كه اتكا به آرا و خواست مردم دارد استفاده بكنيم .