راه روشن فردا مديريت کتاب آزمون  پاور پوينت  دروس ترم 

کمک درسی  
                                  
بررسی مسایل دولتی در ایران
( روابط بين الملل )


  روابط بين الملل

 

1.  روابط بين الملل معاصر:

در حال حاضر، زمينه هاي مطرح در مطالعه روابط بين الملل، متعدد است، اما مي توان آن ها را در حداقل سه گروه از انگاره ها[1] تقسيم بندي نمود كه عبارتند از انگاره هاي واقع گرا، تكثرگرا و ساختارگرا. البته كساني اين انگاره ها را به نام هاي ديگري نيز خوانده اند. شايد مهمترين نام گذاري از روزنا است كه به ترتيب آنان را كشور محور[2]، چند محور[3] و جهان محور[4] خوانده است[5].

در مطالعه روابط بين الملل، تمركز صاحب نظران امروزه بيشتر بر روي رهيافت سيستماتيك[6] است كه توسط كساني مانند مورگنتا[7] و يا نوواقع گراياني مانند والتز[8] پيشنهاد شده است. اين رهيافت بر دو نكته اساسي تاكيد دارد: عقلايي بودن و استفاده از دولت-ملت[9] بعنوان سطح تحليل. اما اين دو نكته اساسي اكنون براي ترديد و تشكيك در تراوزي نقد گذارده شده است.[10] آنچه كه امروزه به نئورئاليسم در مطالعات بين الملل مشهور گرديده است كه به آن سيستم تئوري نيز گفته مي شود، در همين چارچوب است.

از اوائل سالهاي 1960 تمايل شديد تئوريكي در آمريكا براي مطالعات كمي و تجربي بوجود آمد كه بيشتر با تاكيد بر استفاده از روشهاي آماري، مصاحبه اي و.. بود كه اصطلاحا بدانان علوم رفتاري[11] مي گفتند. آنها سعي مي كردند كه فرضيه هايي را بيان نمايند كه قابل آزمايش كردن باشد و علاقمند بودند كه تئوري هاي كلي را پيدا نمايند. از اواخر دهه 60 گروه هايي كه مخالف اين شيوه پوزيتيويستي بودند، توانستند تا حد زيادي مطالعات تئوريك را به روال سابق آن و تا حد زيادي خارج از روش هاي كمي ارائه دهند. البته اين به معناي خاتمه بحث در مورد مطالعات كمي و كيفي نبود و هنوز اين بحث ادامه دارد. چند نكته اساسي در ارتباط با مطالعات روابط بين الملل مطرح است:

1-از موضوعاتي كه در دو دهه اخير بسيار بحث برانگيز بوده است، يكي نقش دولت[12] است. انتقادات بيشتر به ديدگاه رئاليستي است كه دولت را بعنوان واحد تحليل قبول مي نمايد. در اينجا بحث بر روي نقش سازمان هاي چند مليتي است كه در بسياري از كشورها وجود دارند و به دولت خاصي تعلق ندارند و در مقايسه با دولت حتي بزرگتر و قوي تر از آنها مي باشند و به آنها فرامليتي[13] مي گوئيم.

2-دومين موضوع، تفكيك بين فاكتورهاي داخلي و خارجي در مطالعات بين الملل ميباشد كه يك بخش از اين بحث به واژه وابستگي متقابل[14] مربوط مي شود كه عمدتا بوسيله نويسندگاني مانند ژوزف ناي[15] مطرح شده است. آنان معتقدند كه نمي توان فاكتورهاي خارجي و داخلي را از هم مجزا نمود و به روابط تنگاتنگ آنان مي بايد توجه داشت.

3-موضوع ديگري كه در روابط بين الملل بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، اهميت و نقش مسائل اقتصادي در روابط بين الملل مي باشد  و با توجه به دو اشكال قبلي، براي پاسخ گويي به نيـــــازهاي اين نوشته، تحقيقات جديد تحت عنوان اقتصاد سياسي بين المللي شكل گرفته است. در اين زمينه، مطالعات سوزان استرنج[16] در اقتصاد سياسي بين المللي مطمح نظر است. وي معتقد است كه اقتصاد سياسي بين المللي، علمي چند رشته[17] ايست كه به بازيگران غير حكومتي از جمله شركت هاي فرامليتي، و همچنين بازيگراني كه بعنوان واحد سياسي مبتني بر حكومت بر يك سرزمين معين ديده نمي شوند، توجه ويژه دارد. بازيگران نوع دوم به تعبير استرنج، سازمانهاي غير دولتي، شبكه هاي مافيايي، قاچاق و.. را در بر مي گيرند.   

4-ديگر مفاهيم جديدي كه در رشته روابط بين الملل در سالهاي اخير بيشتر بدانان تاكيد شده است، چند مطلب است. يكي تروريسم و روابط بين الملل، دوم تئوري بحراني[18] و روابط بين الملل. سوم بخش وسيعي از تحقيقات در آينده روابط بين المل  ارتباط مابين اقتصاد بين الملل و سياست بين الملل است، مانند تحقيقات و مطالعات فراواني كه در روي تعامل مابين اقتصاد سياسي بين المللي، تحليل سياست خارجي و مطالعات استراتژيك صورت  ميگيرد. چهارم، موضوعاتي مانند امنيت و ارتباط آنان با مسائل مهمي از جمله تامين انرژي.

5-موضوع ديگر توسعه كارهايي است كه به نحوي ارتباط مابين تشريح روند سياست گذاري در داخل كشور و رفتار سياست خارجي كشور را توضيح مي دهد. اين موضوع شامل ساختن كارهايي است كه وظيفه سيستم سياست خارجي را داشته و بيشتر مطالعاتي است كه به سياست هاي ديوانسالارانه، تفكر گروهي و سيستم اعتقادي[19] در سياست خارجي مي پردازد. اما اين مطلب نياز به توجه به دو پيامد در سياست گذاري دارد كه تاكنون فراموش شده است: 1- توجه بيشتر به پروسه عملي كردن سياستها، زيرا تاكنون اكثر مدل هاي سياست خارجي و تئوري ها بر روي سياست گذاري متمركز بوده اند، انگار كه اين خود رفتار سياست خارجي است. تنها در دوره اخير است كه پيامد اعمال سياست خارجي نيز مورد توجه قرار مي گيرد. 2-آن مدلهايي كه به تصميم گيري نگاه مي كنند، نياز دارند كه تا تلاش نمايند تا تلفيقي از دلايل و علل مختلف سطح مياني بوجود آورند. مهمترين موضوع آن است كه در اين كار سترگ ارتباط مابين مدلهاي مكانيستي رفتاري مثل سياست هاي ديوانسالارانه با نتايج نگاه بازيگران به جهان معلوم گردد.   

 

2. محيط بين المللي

جهان امروزه در همه جا فراگير است: ديدني و شنيدني است از طريق شبكه  ارتباطات. زمين در حال كوچك شدن و تبديل به يك دهكده جهاني است. بدون وارد شدن در مباحث جهاني سازي و جهاني شدن[20]، به اين نكته بسنده مي نمائيم كه فواصل جغرافيايي در حال كوتاه شدن براي آنان است كه مي خواهند مشاهده كنند و بدانند.

شرايط استثنايي امروز چهار دليل دارد:

 اول: رشد سريع وابستگي متقابل بين المللي[21]، اگر امروزه يكنفر در تركيه كسي را كتك بزند، از طريق رسانه ها اين موضوع تبديل به يك اغتشاش در سيستم بين المللي خواهد شد. اگر در جايي شير نفت را ببندند، درجاي ديگري چرخ ها از حركت بازخواهند ماند.

دوم: صحنه بين المللي بلحاظ بيشتر شدن بازيگران در حال بيشتر بهم ريخته شدن است، كشورها، سازمان هاي بين المللي، شركت هاي فرامليتي، و گروه هاي زيادي كه منافع آنان در خارج ازمرزهاي كشورهاي خود است. به همين دليل پيچيدگي حوادث بيشتر شده است.

سوم: تغييرات در اوضاع اقتصادي، سياسي و اجتماعي با سرعت بيشتري در حال انجام شدن است. تاثيرات آنها عميقتر شده و به نوعي فرم آشوب را بر خود گرفته است و حتي تغيير در ارزشها كه تاكنون بنيادي و اساسي بوده اند، شدت گرفته است. اگر كسي امروزه ادعا نمايد كه با فضاي بين المللي آشناست، فردا مشاهده خواهدكردكه محيط به نوع ديگري است. بنابراين تغييرات ساختاري جهاني يك موضوع تك عاملي نيست و براحتي براي سئوالات بيشمار پاسخ نمي توان يافت.

چهارم: موضوع بزرگي و عظمت نتايج عملكرد هر واحد سياسي در صحنه بين المللي است. در گذشته اگر فعاليت هاي ديپلماتيك پيشگيرانه به نتيجه نمي رسيد، حداكثر كشورها بسمت جنگ كشيده مي شدند. سربازان به جبهه ها مي رفتند و به بقيه مردم نيز القا ميگرديد كه بهترين حالت، حفظ آرامش است. اما امروزه يك تصميم اشتباه از طرف رهبران كشورها، اگر به جنگ منتج گردد، ديگر جنگ ها محدود و با خسارات كم نيستند، بلكه ممكن است كه در انتهاي جنگ كشوري از صحنه جغرافيا حذف شود و يا كل بشر نابود گردد.منبع: سایت مطالعات خزر