تحقيقات و كنفرانس هاي دانشجويان درس بررسی مسایل مديريت دولتی در ایران
دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
عنوان درس:
بررسی مسائل مدیریت دولتی ایران
عنوان تحقیق:
مدیریت نیروی کار ناهمگون
زیر نظر استاد:
جناب آقای منشی
زاده
تهیه و تنظیم:
جواد غلامی مقدم
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی
نیمسال اول سال تحصیلی 89-1388
باسمه تعالی
مدیریت نیروی کار
ناهمگون
سازمانها (در معناي
وسيع كلمه) ركن اصلي جامعه كنونی هستند و مديريت، مهمترين عامل در
حيات، رشد و بالندگي و يا مرگ سازمانهاست. مدير، روند حركت از «
وضع موجود» به سوي « وضعيت
مطلوب» را هدايت مي كند و در هر لحظه، براي آينده اي بهتر در
تكاپوست.در این میان برای تعیین سهم مردم و به ویژه فرزندان اين
سرزمين از آينده جهان، «عزم ملي» مورد نياز است. و عزم جامعه را
مجموعه مديريت
كشور هدايت مي كند.
لذا « مديريت » مهمترين مقوله اي است كه بايد براي رشد و تعالي
فرهنگي، اقتصادي و سياسي جامعه مورد توجه قرار گيرد.
یکی از مهمترین
ابعاد مدیریت در سازمانهای کنونی، اداره مهمترین و استراتژیکترین
دارایی سازمانها یعنی «منابع انسانی» است. مدیران توانمند
میتوانند با بهرهگیری از این سرمایه و بکارگیری شیوهها و
روشهای خلاقانه، علاوه بر تداوم فعالیتهای گذشته سازمانها،
زمینه توسعه، رشد، بالندگی و ارتقای کمی و کیفی فعالایتها و
برنامههای سازمان خود و بالتبع جامعه را فراهم سازند.
در این میان، مدیران
در سازمانهایی فعالیت میکنند که نیروی کار آن از لحاظ مختلف با
یکدیگیر متفاوت است. به عنوان مثال برخی از سازمانها دارای گستره
فعالیت فراملی بوده و نیروی کار آنها از مناطق مختلف تامین میشود.
همچنین برخی دیگر از سازمانها، با وجود فعالیت در یک منطقه با
نیروی کاری سروکار دارند که از حیث جنس، سن، سطح تحصیلات و ... با
یکدیگر متفاوتند.
ناهمگوني نيروي كار
نيروي كار داراي
شكلهاي مختلف، اندازه ها و طبقه هاي
گوناگون است. اگر
مدير بخواهد اثربخش باشد بايد به ارزشهايي كه هر يك از اين
گروههاي نيروي كاري
به سازمان مي آورد، توجه كند و شيوه مديريت خود را به گونه اي
تعديل و اصلاح نمايد كه بتواند اين تفاوت يا ناهمگوني را به خوبي
درك و اداره
نمايد.
بررسي ناهمگونی
نیروی کار را در دو سطح متفاوت میتوان انجام داد.. 1- سطح تجزیه و
تحلیل بین المللی 2- سطح تجزیه و تخلیل درون سازمانی که بیشتر مورد
بخث ما میباشد.
1- ناهمگونی نیروی
کار ناشی از تفاوتهاي بين المللي
ملتها و كشورها
متفاوت اند، و اين يك واقعيت محض است..مديراني
كه بتوانند اين مطلب را درك نمايند، به هنگام كار با مردم كشورهاي
ديگر ميتوانند شيوهی مديريت خود را تغيير داده، تعديل نمايند تا
به صورتي اثر بخش تر انجام
وظيفه كنند. براي مثال، آنها خوب مي دانند كه بريتانيائي ها به حفظ
حريم شخصي
اهميت مي دهند، بنابراين سعي مي كنند دربارة مسائل شخصي افراد
پرسشي مطرح نسازند و
به اصطلاح وارد حريم شخصي آنها نشوند. برعكس اگر در يونان درباره
مسائل شخصي افراد
پرسش بشود يك امر عادي به نظر مي آيد و دليلي است بر اين كه فرد به
ديگري اهميت ميدهد. در ژاپن همة معاملات و دادوستدهاي بازرگاني و
تجاري با مبادله رسمي كارت شروع
مي شود، ولي مدير آگاه مي داند كه در ايتاليا چنين انتظاري از فرد
ندارد. ايتاليايي
ها به كارت تجاري اهميت نمي دهند.
مفهوم دهكده جهاني
تعداد زيادي از صاحب
نظران در امور جهاني، بيش از سالها است كه مي گويند جهان به صورت
يك دهكده جهاني در آمده است. براي مثال، حمل و
نقل و ارتباطات،
هواپيماهاي مافوق صوت، شبكه هاي كامپيوتري و تلفن بين الملل و
خبرگزاریهای مختلف كه از ماهوارهها استفاده مي كنند، اين وضع را
پيش آوردند كه افراد
بتوانند به راحتي و با سرعت از قارههاي ديگر بازديد به عمل آورند.
فاصلهها از بين
مي رود، مرزهاي ملي ناپديد مي گردد و موانع عمده بر سر راه داد و
ستد از ميان
برداشته مي شود. توجه به اثرات فرايندهی شركتهاي چند مليتي و
مشاركتهاي
خصوصي كه بين كشورهاي مختلف تشكيل مي شود، ما را به واقعيت دهكده
جهاني رهنمون میسازد. دهکدهای که در آن افراد مختلف از فرهنگها،
نژادها و اقوام گوناگون با یکدیگر و در یک محیط کار میکنند. این
پدیده در شرکتهای چند ملیتی به وضوح نمایان است.
شركتهاي چند مليتي:
اين شركتها، به
صورت همزمان در دو يا چند كشور فعاليت مي كنند. شركتهاي چند مليتي
براي عرضه و اجراي استراتژي هاي
جهاني، دست به اقدامات پردامنه و بين المللي زدهاند. بجاي اينكه
فعاليتهاي خود
را در درون مرزهاي كشور محدود كنند، همة كشورها را مورد تاخت و تاز
قرار داده و در
پي مزايا و منافعي برآمده اند كه محصول پديدهی رقابت است. مديران
شركتهاي چند مليتي با انبوهي از مسائل و مشكلات
مواجه هستند. آنها
با سيستمهاي سياسي، قوانين و عادات و رسوم مختلف رو به رو
ميشوند، ولي اين وجوه اختلاف، هم موجب پديد آمدن مساله ميشود و
هم اين كه فرصتها و
موقعيتهايي پديد ميآورد. بديهي است مديريت شركت يا سازماني كه
واحدهايش در يك
محدوده يا مساحت 20 هزار كيلومتري پراكندهاند و كاركنانش به پنج
زبان مختلف صحبت ميكنند در مقايسه با اداره واحدي كه در زير يك
سقف قرار دارد (و تنها يك زبان
در آن صحبت مي شود) مشكل تر است.
رويارويي با مسائل
بين المللي
سيستم اقتصاد جهاني،
براي مديران مسائل و مشكلاتي به
وجود مي آورد كه
آنها در واحدهاي موجود و در درون مرزهاي يك كشور هركز با آن مشكلات
روبه رو نميشوند. مديران با سيستمهاي سياسي، حقوقي و قانوني
متفاوت رو به رو نميشوند. از نظر سياستهاي مالياتي و جو يا محيط
اقتصادي بايد با شرايط جديدي دست و
پنجه نرم كنند. همچنين آنها بايد با فرهنگهاي ملي متفاوت رو به رو
شوند (يعني
ارزشهاي اصولي و روشهايي كه از وجوه مشخصه هر كشوري است) كه با
بسياري از آنها و
آنچه را كه آنان يك عمر بدان عادت كرده اند، تفاوت فاحش دارد.
در این میان، مدیران
سازمانهای بینالمللی با نیروهای کار ناهمگونی سر و کار دارند که
درک فرهنگ، موقعیت، فردگرایی یا گروهگرایی و میزان توجه آنان به
کار و ... برای مدیر میتواند نقش بسزا و شایانی در اتخاذ استراتژی
مناسب و کارساز برای کار با این نیروها باشد.
در جدول شماره 1،
خلاصه ای از شش متغیر اساسی که میتواند در نحوه برخورد مدیران با
کارکنان، تاثر داشته باشد و ابعااد هر یک از این متغییرها بیان شده
است، شناخت جایگاه هر یک از کشورها در این متغییرها، کمک شایانی به
درک موقیت افراد مورد سر و کار خواهد داشت.
|
|
|
متغییرها |
||
|
بعد ارزشی |
رابطه مردم با طبيعت |
سلطه گري |
هماهنگي |
سلطه پذيري |
|
زمان از ديدگاه فرهنگ |
گذشته |
حال |
آينده |
|
|
ماهيت مردم |
خوب |
مختلط |
بد |
|
|
توجه كردن به كار |
بودن يا هستي |
كنترل كردن |
انجام دادن |
|
|
رابطه مردم با يكديگر |
فرد گرايي |
گروه |
طبقاتي |
|
|
مفهوم فضا |
خصوصي |
مختلط |
عمومي |
|
جدول شماره 1
به غنوان مثال، خط
رسم شده بر روی حدول، نشان دهنده فرهنگ مردم آمریکا است.
رفتار در فرهنگها
–
دستاوردهاي هاف
استد
پژوهشگري بنام گيرت
هاف استد در رابطه با اختلافهاي فرهنگي، تحقيق جامعي انجام داد.
اين محقق تحقيق خود را بر روي 116 هزار كارمند، در 40 كشور
كه همة آنها در يك
شركت چند مليتي كار مي كردند، انجام داد. اين مبناي اطلاعاتي و
شيوه جمع آوري داده ها توانست مساله اختلافهايي را كه در رابطه با
سيساتها و رويههاي مختلف، در شركتهاي مختلف به وجود مي آمد، حل
كند. بنابراين، اگر او در اين
تحقيق متوجه وجود اختلاف بين دو كشور مي شد، مي توانست آن را به
حساب فرهنگ ملي
كشور مزبور بگذارد، و نوع قضاوت هم كاملاً متغير بود.
بانك اطلاعاتي وي
مويد اين بودكه فرهنگ ملي بر ارزشها و
نگرشهاي كارگر و
كارمند اثر شديدي دارد. در واقع فرهنگ ملي مي توانست بيش از مساله
سن، جنس، حرفه و تخصص يا مقام سازماني توجيه كنندة تفاوت كاركنان
(در محيط كار) باشد. نكته مهم تر اين كه، اين محقق در تحقيق خود
دريافت كه مديران و كاركنان، از
چهار بعد فرهنگ ملي با يكديگر تفاوت دارد:
1-
فرد گرايي در برابر جمع
گرايي.
2-
نابرابري در ثروت و قدرت.
3-
داشتن اطمينان نسبي يا
اجتناب از عدم اطمينان.
4-
كميت در برابر كيفيت.
فردگرايي در برابر
جمع گرايي
:
در جوامع فرد گرا
تصور براين است كه هر فرد، مسئول خود
و افراد درجه اول
خانواده خود ميباشد. از آنجا كه در اين جوامع به افراد آزاديهاي
زيادي داده ميشود، چنين شيوهاي در زندگي امكان پذير است. جامعه
اي كه گرايش جمعي
دارد (جمع گرا) داراي چارچوبي مستحكم است و اعضاي آن انتظار دارند
گروه حافظ
منافعشان باشد و به هنگام بروز مساله يا مشگل آنها را ياري دهد.
هاف استد دريافت كه درجه فردگرايي در يك كشور با
ثروت آن كشور رابطه تنگاتنگي دارد. كشورهاي ثروتمندي مثل ايالات
متحده آمريكا، انگلستان و
هلند به شدت طرفدار فرهنگ اصالت فرد هستند، اما كشورهاي فقير مثل
كلمبيا،
پاكستان و تايوان
طرفدار فرهنگ جمع گرا مي باشند.
نابرابري در ثروت و
قدرت
:
اين يك امر طبيعي
است كه افراد از نظر تواناييهاي هوشي
و فيزيكي (جسمي) با
هم متفاوتاند. اين ويژگي به نوبه خود، باعث اختلاف در ثروت و
قدرت مي شود. حال اين پرسش مطرح است كه آيا جامعه در مقابل اين
نابرابريها چگونه
عمل ميكند؟ هاف استد از عبارت اختلاف قدرت استفاده كرد
و آن را معياري به حساب
آورد كه جامه برآن اساس مي پذيرد كه قدرت در سازمانها و موسسات،
به صورتي نابرابر، توزيع
شود. جامعه اي كه در آن اختلاف قدرت بسيار زياد است اين موضوع را
مي پذيرد كه افراد
درون سازمانهايش هم، از نظر قدرت اختلاف زيادي داشته باشند.
كاركنان به مقامات
بالاتر سازمان احترام بسيار زيادي مي گذارند. عنوان، رتبه و پايه
در سازمان بار يا
وزن زيادي دارد.
داشتن اطمينان نسبي:
ما در يك دنياي
متزلزل و نامطمئن زندگي مي كنيم. آينده
بسيار مبهم و
ناشناخته است و هميشه چنين خواهد بود. جوامع در برابر اين عدم
اطمينان
واكنش متفاوتي از خود نشان ميدهند. در برخي از جوامع، افراد با
اين عدم اطمينان
سازش مي كنند. مدرم اين جوامع كم و بيش خطرپذيرند. آنان معمولاً در
برابر رفتارها يا عقيدههايي كه با ديدگاه خودشان متفاوت است،
بردباري و شكيبايي نشان ميدهند، زيرا آنها را
ماية تهديد خود نمي
پندارند. هاف استد آنها را « جوامع داراي اطمينان نسبي» ناميد
كه از پديده عدم
اطمينان فرار نمي كنند، يعني مردم به صورت نسبي، احساس امنيت مي
كنند. كشورهايي چون سنگاپور و دانمارك در اين گروه قرار مي گيرند.
جامعه اي كه به شدت
از پديده عدم اطمينان اجتناب ميكند، مردمش در اضطراب بسيار شديد
به سر مي برند، و اين عدم اطمينان به صورت
عصبانيت، فشار رواني
و پرخاشگري ظاهر مي شود. در اين كشورها مقررات بسيار رسمي بر
سازمانها حاكم است، به هيچ وجه نظرات و رفتارهاي مخالف را تحمل
نميكنند و اعضاي
سازمانها با تمام توان ميكوشند تا به حقايق مطلق ايمان برسند.
مقايسه كيفيت با
كميت در زندگي:
چهارمين بعد هم (مثل
فردگرايي و جمع گرايي) مسير دو
طرفه يا جنبههاي
دوگانه دارد. در برخي از فرهنگها به كميت زندگي، ارزشهاي ابزاري،
كسب پول و ثروت توجه ميشود. در برخي ديگر به كيفيت زندگي يعني بر
وجود روابط و نشان
دادن حساسيت به بهبود و رفاه ديگران تاكيد مي شود.
هاف استد مشاهده كرد
كه در ژاپن و اتريش به كميت زندگي
و در نروژ، سوئد،
دانمارك و فنلاند به كميت زندگي توجه مي كنند.
مساله اول: نیوی کار
ناهمگون قومیتی در ایران:
آنچه در مباحث فوق
به عنوان نیروی کار ناهگون در سازمانهای بین المللی بیان شد، در
ایران نیز به چشم میخورد. در کشور ما، به دلیل وجود قومیتهای
مختلف و طبیعتاً فرهنگها، آداب، رسوم و نگرشهای گوناگون، این
ناهمگونی با درجات گوناگون در سازمانها مشادهده میگردد.
در سازمانهای مشغول
به فعالیت در استانها و شهرهای مهاجرپذیر، نظیر تهران، و مشهد
ناهگونی نیروی کار کاملاً مشهود است. حتی در برخی از سازمانهای
مستقر در این مراکز، مدیران غیر بومی مشغول به فعالیت میباشند.
2-
نیروی کار ناهمگون در درون سازمانها
تفاوتهاي درون مرزي
مترادف عبارت «ناهمگوني نيروي كار است كه در درون بسياري از كشورها
(از جمله، ايالات متحدة امريكا، كانادا، آفريقاي
جنوبي و بيشتر
كشورهاي اروپاي غربي) نيروي كار به صورت فراينده اي گوناگون و
متنوع
مي شود. در ايران نيز وجود قوميت هاي مختلف موجب « ناهمگوني
نيروي كار» است. به نظر میرسد وجود برخی
عوامل دیگر نظیر، جنسیت، تحصیلات، طبقه اجتماعی و. ... نیز به صورت
غیر مستقیم بر ناهمگونی نیروی کار میافزاید.
مساله دوم: نیروی
کار ناهمگوی ناشی از عوامل غیر قومیتی در سازمانهای ایرانی
طبق تحقیقاتی که
توسط استانداری یزد در خصوص ترکیب نیروی کار شاغل در سازمانهای
مشغول به فعالیت در این استان انجام گرفته است (جداول شماره 2-4)
ناهمگونی نیروی کار از حیث سه عامل تحصیلات، نوع استخدام و جنسیت
مورد بررسی قرار گرفته است. اینگونه تحقیقات که نمونهای از
سازمانهای ایرانی است، بیانگر سطحی از ناهمگونی در این سازمانها
است.
|
رسمی |
پیمانی |
قراردادی و کارگری |
سایر |
جمع |
|
70% |
10% |
8% |
12% |
100% |
جدول شماره 2» ترکیب نیروی کار شاغل در سازمانهای دولتی استان یزد
بر اساس میزان تحصیلات
|
رسمی |
پیمانی |
قراردادی و کارگری |
سایر |
جمع |
|
70% |
10% |
8% |
12% |
100% |
جدول شماره 3: ترکیب نیروی کار شاغل در سازمانهای دولتی استان یزد
بر اساس نوع استخدام
|
مرد |
زن |
جمع |
|
68% |
32% |
100% |
با توجه به آنچه
بیان شد، همه سازمانها به نوعی با تفاوتهایی در نیروی کار موجه
هستند.
اهمیت بررسی نیروی
کار ناهمگون:
هر سازمان، شرکت و
بنگاه اقتصادی برای فعالیت خود و بقا و تدام حیات، به چند عامل:
نیروی انسانی، سرمایه، مواد اولیه و … نیاز دارد. در میان این
نیازها، عامل انسانی اهمیت، نقش و جایگاه بسزا و شایانی دارد. چرا
که به فرض وجود سایر منابع، این نیروی انسانی است که آنها را
بکارگیری کرده و در جهت تحقق اهداف و رسالتهای سازمان از آنها
بهرهبرداری مینماید. حتی بزرگترین سازمانهای تولیدی که فرایند
تولید محصول آنها با ماشینآلات پیچیده انجام میگیرد، نیاز بیشتری
به منابع انسانی متخصص دارند. در سازمانهای کشور ما، که به دلیل
قوانین و مقررات مختلف دولتی، امکان جایگزینی و استخدام سریع منابع
انسانی، به آسانی میسر نیست، بهترین راه، برای تامین کارکنان
متخصص، آموزش، بهسازی و ارتقای زندگی کاری کارکنان است.
چگونگی برخورد با
نيروي كار ناهمگون
سازمانهايي كه
بتوانند از نيروهاي كار گوناگون و
نامتجانس استفاده
كنند (يعني افراد از نظر جنس، نژاد، قوميت، سن، توانايي و از اين
قبيل متفاوت باشند) مي توانند در صحنه رقابت افرادي را به كار
بگيرند كه تفاوتهاي
زيادي با هم دارند.
در ظرف 30 سال گذشته
سازمانها شاهد سير
تكاملي كاركنان خود بوده اند.
سير
تكاملي و زاويه اي كه سازمانها به
نيروي كار نگاه كرده
اند. مدیران در سازمنانعا ابتدا باید شناختی صحیح و جامع از وضعیت
نیروی کار تحت سرپرستی خود کسب نمایند، آنگاه با استفاده از
دیدگاههای مدیریتی استراتژی مناسب با آن کارکنان را انتخاب نموده
و به صورتی انعطاف پذیر به کار ببندند. از مهمترین این موارد
میتوان به برنامه کار انعطاف پذیر، آموزش به نیروی کار ناهمگونه و
انتخاب سبک مدیریتی متناسب با موقعیت اشاره نمود.
1- برنامه كار
انعطاف پذير
سازماني كه بخواهد
به صورتي موفقيت آميز امور كاركنان
ناهمگون را اداره
نمايد، بايد بر ميزان انعطاف پذيري خود بيفرايد. به عبارتی اینگونه
سازمانها باید به نحوی اداره شوند که بتوانند بهترین انطباق را با
شربیط کارکنان خود داشته باشند.
از دیگر اقداماتی که شاید بتواند به عنوان برنامهی کاری
انعطافپذیر از آن یاد کرد؛ تنظیم ساعات کار منعطف میباشد.
2- آموزش به نيروي
كار ناهمگون
در اجراي برنامه
هايي در زمينه آموزش نيروهاي كار
ناهمگون(كه به
فرهنگها، نژادها و اقليتهاي مختلف تعلق دارند) از بيشترين اهميت
برخوردار است.
معمولاً آموزش اين افراد به عنوان محملي جهت افزايش آگاهي و ارائه
نمونه يا الگو در
مي آيد. مشاركت دادن افراد كه داراي ارزشهاي فردي مختلف هستند، در
امور سازماني
مستلزم درك متقابل افراد از يكديگر و ارائه الگو يا ديدگاههايي است
كه به اصطلاح به
صورت قالبي مي انديشند.
همچنین برای کار با
کارکنانی که دارای سطح تحصیلات متفاوت هستند، باید با ارایه
آموزشهای تکمیلی و ضمن خدمت، سطح توانمندیهای آ«ان را تا حداقل
مورد انتظار افزایش داد.
3- انتخاب سبک
مدیریتی متناسب
مدیران در
سازمانهایی که با نیروی کار ناهمگون سروکار دارند، باید بتوانند
با مطاله بر روی افراد سازمان، آنها را دستهبندی نموده و بدون
ایجاد احساس تبعیض و تفاوت، سبک مدیریتی متناسب با هر یک را بر
گزینند. بر اساس نظریه رهبری وضعیتی (جدول شماره 5)، سبک رهبری با
میزان آمادگی کارکنان رابطه تنگاتنگی دارد. به بیان دیگر، میزان
آمادگی کارکنان در پذیرش مسئولیتهای مختلف و دخالت در امور و
امکان تفوض قدرت تصمیمگیری به آنان (که خود ناشی از عوامل متعددی
نظیر فرهنگی، تحصیلات، بلوغ فکری و ... کارکنان است) بر نوع سبک
رهبری مدیر تاثر دارد و مدیران باید با آگاهی از تفاوتهای کارکنان
خود سبک رهبری متانسب با هر یک را برگزیده و اعمال نمایند.
|
|
2- تشویقی – استدلالی |
3- مشارکتی - حمایتی |
|
کم |
|
1- دستوری |
|
|
4- تفویض |
|
|
|
|
|||
|
آمادگی کم |
آمادگی زیر متوسط |
آمادگی بالای متوسط |
آمادگی زیاد |
میزان آمادگی گارکنان |
|
ناتوان، بیعلاقه
و نامطمئین |
ناتوان، ولی
علاقهمند و مطمئن |
توانا، ولی
بیعلاقه و نامطمئن |
توانا و علاقهمند
و مطمئن |
|
|
سبک 1- دستوری:
رهبری ضمن ارایه
دستورالعملهای مشخص، بر عملکرد افراد به طور دقیق
نظارت میکند. |
سبک 2: تشویقی استدلالی
رهبر تصمیم را
تشریح کرده و به کارکنان اجازه پرسش جهت رفع ابهام را
میدهد. |
سبک 3: مشارکتی حمایتی
رهبر موضوع را با
کارکنان مطرح و اخذ تصمیم و حل مساله را تسهیل میکند. |
سبک 4: تفویضی
رهبر اختیار اجرا
و اخذ تصمیم را به کارکنان تفوض میکند.
|
|
جدول شماره 5: رابطه سبک رهبری و آمادگی کارکنان
آموزش و بهسازی کادر مدریتی
یکی از موضوعات
دیگری که در خصوص تقابل با نیروی کار ناهگون باید مورد توجه مدیران
عالی سازمانها قرار گیرد، موضوع تربیت نیروی مدیریتی مناسب و
مستعد است که میتواند به برون رفت سازمانها از این تگنا کمک
شایانی داشته باش.
نکته پایانی
در حال حاضر،
سازمانهای بسیاری را مشاهده میکنیم که با وجود نیروی کار متخصصی
که در اختیار دارند، سطح رضایتمندی کارکنان در آنها پایین است که
میزان این عدم رضایت، دلایل و راهکارهای آن نیاز به تحقیق وسیع و
جامع دارد. تا بتوان با اتخاذ تصمیمات مقتضی این مشکلات را مرتفع
نمود.
منابع و مآخذ:
1-
رابینز، استیفن پی،
مدیریت رفتار سازمانی، ترجمه
2-
سید جوادین، سیدرضا،
نظریههای مدیریت و سازمان، تهران، نشر نگاه دانش، 1383.
3-
استانداری یزد، پوستر
وضعیت نیروهای شاغل در ادارات دولتی استان یزد، یزد، 1387.
WWW.MONSHIZADEH.ORG
